گنجور

قصاید

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات
 

شمارهٔ ۱ - فی توحیده سبحانه و تعالی: آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا

شمارهٔ ۲ - مناجات: آیا کاشف الاسرار و یا فائض الانوار

شمارهٔ ۳ - فی نعت النبی صلی الله علیه و سلم: نگار من شتر انگیخت رو به حجره من

شمارهٔ ۴ - القصائد: سحر چو بر دل من تافت نور صبح نشور

شمارهٔ ۵ - قصیده اخری: این نه قصر است همانا که بهشت دگر است

شمارهٔ ۶ - در جواب انوری واقع شده است: هرکه را در دهان زبان باشد

شمارهٔ ۷ - در جواب نامه سلطان روم: چو از تنوع اوضاع گنبد دایر

شمارهٔ ۸ - قصیدة اخری: وه این چه بارگیست که بهر تجملش

شمارهٔ ۹ - وایضا له: ای ماه نوت تراشه سم

شمارهٔ ۱۰ - مرثیه خواجه عبیدالله قدس الله تعالی روحه: موج زن می بینم از هر دیده طوفان غمی

شمارهٔ ۱۱ - یک قصیده: آن که بودی آفتاب آسا جهان پر نور ازو

شمارهٔ ۱۲ - یک قصیده: کو در ادراک حقایق نکته دانیهای او

شمارهٔ ۱۳ - یک قصیده: نیست باران این که می بارد ز ابر نوبهار

شمارهٔ ۱۴ - یک قصیده: شد بساط خرمی طی در جهان زین واقعه

شمارهٔ ۱۵ - یک قصیده: ماتم او رخنه در سور سمرقند اوفکند

شمارهٔ ۱۶ - فی تاریخ وفاتة قدس سره: به بوستان ولایت کهن درخت بلند

شمارهٔ ۱۷ - تاریخ دیگر: به هشتصد و نود و پنج در شب شنبه