گنجور

شمارهٔ ۹۷۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی

آهی ز دل برآرم بر یاد کج کلاهی

چون آن دو هفته مه را همچون مه دو هفته

هر هفته دید نتوان قانع شدم به ماهی

تسکین چگونه یابد شوقم که در گذرها

از دور بینم او را وان نیز گاه گاهی

از خاک سربرآرم گر بگذرد به خاکم

زانسان که روید از گل در پای گیاهی

زین ره گذشت گویی آن غمزه زن که هر سو

در خون و خاک غلطان افتاده بی گناهی

صد حرف غم نوشتم در دل چو نامه وان را

خواهم فکند سویش همراه تیر آهی

جامی فکن به خواری خود را به خاک کویش

باشد به چشم رحمت سویت کند نگاهی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور