گنجور

شمارهٔ ۸۵۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای گشته دلم هزار باره

از تیغ غمت هزار پاره

من غرقه میان خون ز گریه

خوش خنده زنان تو از کناره

نزدیک به مردنم ز شوقت

بگذار ز دور یک نظاره

جز تیغ تو نیست چاره ما

باز آ که به دست توست چاره

در کوی تو هر کسی به کاری ست

ما هیچ کسیم و هیچ کاره

پیش سم توسنت نهم سر

هر جا به سرم رسی سواره

گریان بگذشتم از دیارت

شد منزل ماه پر ستاره

از بهر جفا کشیدن تو

خواهم چو دلت تنی ز خاره

کرد از در نظم خویش جامی

در گوش زمانه گوشواره



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن