گنجور

شمارهٔ ۸۲۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مرغ جان کردی هوای دانه های خال او

گر نبستی رشته لاغر تن من بال او

گر به قصد جان فرستد قاصد آن مقصود دل

دل کند فرسنگها جان بر کف استقبال او

بس که بر دل خامه بار غم نهاد از شرح هجر

شد خمیده همچو نون در نامه لام و دال او

خون کنم دل را و مالم در رکاب او ز چشم

تا چو پای اندر رکاب آرد شود پامال او

رویش ار بیند فرشته گر کشد صد بی گناه

یک گنه ننویسد اندر نامه اعمال او

صوفی دل حالها کرده ست دوش از ذکر دوست

سینه ام چون خرقه چاک اینک گواه حال او

وصل جویان جامی و طعن رقیبان از قفا

در به در درویش و غوغای سگان دنبال او



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی