روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو
حیف می داری که افتد چشم من بر روی تو
گفتیم خواهی ازین پس ترک خوی بد گرفت
این مگو با من که من نیکو شناسم خوی تو
دل چو طوماری ست در هر پیچ او صد حرف شوق
خواهمش از رشته جان بست بر بازوی تو
زیر پا افتاده دلهای بتان سنگدل
باشد از ریگ بیابان بیشتر در کوی تو
جان چه آرم در مقابل چون تو بگشایی میان
نیست نقد هر دو عالم قیمت یک موی تو
همچو ماه نو کند از شرم تو پهلو تهی
گر فتد خورشید تابان فی المثل پهلوی تو
قد جامی گفته ای خم چون هلال از بهر چیست
گر بگویم راست از میل خم ابروی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و علاقهاش به معشوق اشاره میکند. او از شدت شوق و احساسات خود صحبت میکند و میگوید که حتی حضور معشوقش بر تمام زیباییهای دنیا ارجحیت دارد. شاعر دل خود را به یک طومار تشبیه میکند که در آن هزار حرف شوق و محبت جا دارد و میخواهد آن را به دستان معشوق بسپارد. او همچنین بیان میکند که هیچ چیزی در دنیا نمیتواند ارزش موی معشوقش را داشته باشد و زیبایی او حتی بر ماه و خورشید نیز چیره است. در نهایت، شاعر سعی دارد زیبایی معشوق را با اشیای دیگر مقایسه کند و به ثبات و برجستگی وی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هرزمان که تو را میبینم، دلم میخواهد که به تو نگاه کنم، اما میترسم که با این کار، دلخوشیام را از دست بدهم.
هوش مصنوعی: گفتیم اگر میخواهی از حالا به بعد عادت زشتت را کنار بگذاری، این را به من مگو، چرا که من به خوبی ماهیت تو را میشناسم.
هوش مصنوعی: دل مانند طوماری است که در هر پیچ و خم آن، حرفهای زیادی از عشق و شوق وجود دارد. میخواهم این احساست را با زندگیام گره بزنم و بر بازوی تو بگذارم.
هوش مصنوعی: دلهای سنگدل مانند بتهایی هستند که زیر پا افتادهاند و به اندازه ریگهای بیابان در کوی تو وجود دارند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم در برابر تو آرامش بیابم وقتی که تو در دل، گشایشی ایجاد کنی؟ ارزش و اهمیت هر دو جهان، در برابر یک تار موی تو ناچیز است.
هوش مصنوعی: مانند ماه نو که از شرم حضور تو، از یک طرف خالی میشود، اگر خورشید درخشان هم در کنارت باشد، باز هم از زیبایی تو کمنور میشود.
هوش مصنوعی: هلالی که در بالای جام دیده میشود، نشاندهنده زیبایی و جذابیت است. اگر بخواهم حقیقت را بگویم، این زیبایی به خاطر خم ابروی تو است که در دل مینشیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تو
وز فراق روی تو بگداختم چون موی تو
جان من پاینده اندر تن ز مشگین موی تست
دل بود روشن ز روی فرخ دلجوی تو
از نهیب تیر مژگان و کمان ابرویت
[...]
سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
روی شادی آن زمان بینم که بینم روی تو
من دلی دارم که در وی روی شادی هیچ نیست
غیر از آن ساعت که آرد باد صبحم بوی تو
هر کسی از غم پناه خود به جایی میبرد
[...]
مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو
دستگیر دل گه آشفتگی گیسوی تو
هر که دید آن موی و رو در کفر و در اسلام گفت
صبح اسلام است و شام کفر روی و موی تو
پیش شمع روی تو مهر فلک پروانه ایست
[...]
ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو
عالمی آشفته چون باد صبا از بوی تو
عقل می خواهد که گردد گرد کوی تو ولی
گرد اگر گردد نگردد هیچ گرد کوی تو
هر چه می بینم بود در چشم من آئینه ای
[...]
شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو
سرکشان را طوق گردن حلقه گیسوی تو
تا تو رفتی آفتاب از زر همی تابد طناب
تا زند این خیمه فیروزه در اردوی تو
مدعی گیرم که چون آیینه رویین تن شود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.