گنجور

شمارهٔ ۶۲۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مانده ام از یار دور و زنده ام

زین گنه تا زنده ام شرمنده ام

برنیارم کند ازان لب بوسه ای

گر چه عمری در طلب جان کنده ام

برده ام لاغر تنی پیش رقیب

استخوانی پیش سگ افکنده ام

بندگان داری سگان هم نیز و من

بندگان را سگ سگان را بنده ام

تا چشیدم لذت غم های تو

آید از شادی عالم خنده ام

ز اطلسی شاهی اگر عورم چه عار

خلعت من بس لباس ژنده ام

گفته جامی نمی ارزد به هیچ

هر چه می گویی بدان ارزنده ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify