جان می دهم به باد و غمت می برم به خاک
طوبی لمن یموت و فی قلبه هواک
پاکی تو و ز پرده عزت تو را ندید
جز دیده های پاک خوشا دیده های پاک
هر شب به جست و جوی خیالت روان کنم
آب دو دیده تا سمک و ناله تا سماک
زاهد کجا و سوز دل من که او ز زرق
پشمینه چاک کرد و من از شوق سینه چاک
زد شیخ نارسیده به عشق تو طعنه ام
دیوانه را ز سرزنش کودکان چه باک
خاطر مدار رنجه به فکر عیادتم
بادا سعادت تو اگر من شوم هلاک
جامی که داد جان به غمت بهر اهل درد
بگذاشت یادگار غزل های دردناک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز عشق و درد ناشی از جدایی از محبوب اشاره دارد. شاعر به تصویر کشیدن احساسات عمیقش میپردازد و میگوید که حتی مرگ هم در برابر عشق او کوچک است. او شوق و محبتش را باید به جستجوی خیال محبوب بگذراند و از درد و رنج خود سخن میگوید. همچنین، شاعر از سرزنشهای دیگران بیاعتناست و بر روی اهمیتی که عشق برای او دارد تأکید میکند. این شعر در نهایت لحظههایی از غم و زیبایی عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: جانم را به باد میسپارم و غم تو را به خاک میبرم. خوشا به حال کسی که بمیرد و در دلش محبت تو باشد.
هوش مصنوعی: فقط چشمان پاک میتوانند زیبایی و پاکی تو را ببینند و دیگران از پشت پرده عزت تو چیزی نمیتوانند ببینند. چشمان پاک واقعاً قابل تحسیناند.
هوش مصنوعی: هر شب به یاد تو اشک میریزم و در دل احساساتم را بیان میکنم، تا زمانی که به تو نزدیک شوم و نالههایم به آسمان برود.
هوش مصنوعی: زاهد کجا و سوز دل من! زاهد بر اثر زیورهای ظاهری دنیا دلسرد شده و لباسهای زرق و برقدار میپوشد، در حالی که من از شوق و عشق، جانم را به درد آوردهام و دلم سخت میتپد.
هوش مصنوعی: شیخ به من که هنوز به عشق تو نرسیدهام طعنه میزند، اما من از سرزنش بچهها چه خوفی دارم؟
هوش مصنوعی: به یاد نیاور رنجهایی را که به خاطر سلامتیام به تو میآید، ای کاش خوشبختی تو در گرو نابودی من باشد.
هوش مصنوعی: جامی که به خاطر غم تو جانش را فدای اهل درد کرد، یادگاری از غزلهای غمانگیز را به جا گذاشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شمس دین و دولت ، ای صدر شرق و غرب
ای از همه خصال بدی گوهر تو پاک
احباب را ز مایدهٔ جود تو حیات
حساد را ز صاعقهٔ سهم تو هلاک
از عزم نافذ تو ربوده نفاذ باد
[...]
دردا! که شد سلاله خاتون به زیر خاک
در حضرت خدای جهان برد جان پاک
بر ما گر اعتراض کند مدّعی چه باک
بر آستانِ دوست مقیمیم هم چو خاک
عین الیقین معاینه می بین و دور باش
هم چون من از وساوسِ تشبیه و اشتکاک
چنگال در مزن به گریبانِ ما گریز
[...]
رندیم و عاشقیم و جهان سوز و جامه چاک
با دولت غم تو ز فکر جهان چه باک؟
بی باک می رود دل ما در ره فنا
چون شوق غالبست، چه اندیشه از هلاک؟
جان مست حیرتست، که حسنیست دلفریب
[...]
دل خون و جان فگار و جگرریش و سینه چاک
هم خود بگوی چون نکشم آه دردناک
بیمار پرسیی بکن ای یار مهربان
کافتاده ام ز هجر تو در بستر هلاک
آلوده کرد دامنم از خون دل سرشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.