گنجور

شمارهٔ ۴۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

گوشه برقع فتاد از طرف رخ آن ماه را

کشف شد نور تجلی عارف آگاه را

مایل طوبی نیاید سایه سرو قدت

منصب عالی چه لایق همت کوتاه را

در دعا جز دولت وصلت نمی خواهد دلم

یاد کن روزی دعاگویان دولت خواه را

شد کمان قامتم را رشته های اشک زه

تا گشایم بهر صید وصل تیر آه را

بار هجران تو کوه است این تن لاغر چو کاه

طاقت کوهی چنان تا کی بود این کاه را

راه در بند است با کوی تو رو چون آورم

گرنه لطفت بر من بیدل گشاید راه را

کوس خاقانی زند جامی در اقلیم سخن

گر فتد نظمش قبول طبع شروانشاه را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط