گنجور

شمارهٔ ۴۲۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

سرو من در سایه سنبل سمن می پرورد

سبزه تر در کنار نسترن می پرورد

باغبان گر بیند آن رخسار و خط ماند خجل

زان گل و ریحان که بر طرف چمن می پرورد

مایه بخش اشک غماز آمد از خونابه دل

دشمن خود را به خون خویشتن می پرورد

هر گیاه غم که سر بر زد ز خاک محنتی

عشق تو آن را به آب چشم من می پرورد

از پی گلگشت شیرین لاله را در بیستون

گردش دوران به خون کوهکن می پرورد

قوت مجنون غم بود در وادی لیلی و بس

وه که مسکین طعمه زاغ و زغن می پرورد

گوش کن گفتار جامی را که در وصف لبت

می گدازد جان شیرین و سخن می پرورد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify