سرو من در سایهٔ سنبل سمن میپرورد
سبزهٔ تر در کنار نسترن میپرورد
باغبان گر بیند آن رخسار و خط ماند خجل
زان گل و ریحان که بر طرف چمن میپرورد
مایهبخش اشک غمّاز آمد از خونابه دل
دشمن خود را به خون خویشتن میپرورد
هر گیاه غم که سر بر زد ز خاک محنتی
عشق تو آن را به آب چشم من میپرورد
از پی گلگشت شیرین لاله را در بیستون
گردش دوران به خون کوهکن میپرورد
قوت مجنون غم بود در وادی لیلی و بس
وه که مسکین طعمه زاغ و زغن میپرورد
گوش کن گفتار جامی را که در وصف لبت
میگدازد جان شیرین و سخن میپرورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و حزن شاعر است. شاعر از زیبایی و لطافت معشوق خود صحبت میکند و تأثیر عشق را بر زندگیاش توصیف میکند. او از گیاهانی یاد میکند که تحت تأثیر احساساتش رشد میکنند و از درد و غمی که عشق به او میآورد، سخن میگوید. همچنین به مضامین انسانی و احساساتی مانند خجالت باغبان از زیبایی معشوق و سرنوشت غمانگیز مجنون در عشق اشاره میکند. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق زندگیاش را پر از اشک و احساس میکند.
هوش مصنوعی: درخت سرو من در کنار گل سنبل، علفهای تازهای را رشد میدهد و در کنار گل نسترن نیز زندگی تازهای را میپرورد.
هوش مصنوعی: اگر باغبان چهره و زیبایی آن شخص را ببیند، به دلیل زیبایی و جذابیتی که دارد، از گلها و گیاهان خود شرمنده میشود.
هوش مصنوعی: اشکهای غم از دل پر درد به وجود آمده، و دشمن خود را با آلام و زخمهای خود میپروراند.
هوش مصنوعی: هر گیاهی که از سرزمین درد و رنج عشق تو روییده باشد، با اشکهای من پرورش مییابد.
هوش مصنوعی: به دنبال گشت و گذار شیرین، لاله در بیستون از احساسات کوهکن به خونی که در دل دارد، پرورش مییابد.
هوش مصنوعی: مجنون فقط به خاطر عشق و غم لیلی در بیابانها زندگی میکند و افسوس که او مانند طعمهای است که زاغها و زغنها به دنبال او هستند.
هوش مصنوعی: به سخنان جامی گوش بده که درباره ی زیبایی چهرهات به طرز شگفتانگیزی صحبت میکند و جانم را به طراوت میآورد و کلامی شیرین را به وجود میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهتر است از هرچه دهقان در چمن میپرورد
آن چه آن نازک بدن در پیرهن میپرورد
زان دو زلف و عارضم پیوسته در حیرت کنون
بیضهٔ خورشید را زاغ و زغن میپرورد
نافه دارد بوئی از زلفت که بهر احترام
[...]
غیر را در بزم خاص آن سیمتن میپرورد
یوسف ما گرگ را در پیرهن میپرورد
خون چو گردد مشک هیهات است ماند در وطن
نافه را بیهوده آهوی ختن میپرورد
آن حریف خار زخمم من که صحرای جنون
[...]
به هر کام غیر آن شیرینسخن میپرورد
از سخن شهدی که در کنج دهن میپرورد
به هر آغوش رقیب آن سیمتن میپرورد
سیم خامی کاندرون پیرهن میپرورد
ریزد از هم آشیانها را چمن پرا چرا
[...]
دایه، کِت در مهد زر ای سیمتن میپرورد
دشمن جانی برای جان من میپرورد
دلبری دارم که باشد تلخکامی قسمتم
زان حلاوتها که در کنج دهن میپرورد
مهرپرور یوسفی دارم، که در کنعان حسن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.