بهتر است از هرچه دهقان در چمن میپرورد
آن چه آن نازک بدن در پیرهن میپرورد
زان دو زلف و عارضم پیوسته در حیرت کنون
بیضهٔ خورشید را زاغ و زغن میپرورد
نافه دارد بوئی از زلفت که بهر احترام
ایزدش در ناف آهوی ختن میپرورد
هست شیرین را درین خمخانه از حسرت دریغ
بادهٔ تلخی که بهر کوه کن میپرورد
بهرهای از دامنم خار است از آن گل پیرهن
گرد خرمن بین که اندر گل سمن میپرورد
میدهد از اشگ سرخم آب تیغ خویش را
تشنهٔ خون مرا از خون من میپرورد
عشق در هر آب و گل حالی دگر دارد از آن
محتشم جان میگدازد غیر تن میپرورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. او از سختیها و حسرتهایی که در زندگی و عشق دارد صحبت میکند. شاعر اشاره میکند به زیباییهای ظاهری و باطنی، همچون زلف و عطر. همچنین به تضادهای موجود در عشق، مانند شیرینی و تلخی میپردازد. به طور کلی، این شعر ترکیبی از احساسات عمیق و زیباییهای طبیعی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بهتر است از هر چیزی که کشاورز در باغ میکارد، آنچه که آن دختر لطیف در زیر پیراهن خود نگه میدارد، ارزش بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: از آن دو زلف و موهایی که به هم پیچیدهاند، همیشه در حیرت و شگفتی هستم، زیرا این زلفها هماکنون مانند تخممرغی داغ و زرد رنگ، خورشید را در دل میپرورند.
هوش مصنوعی: بوئی از زلف تو دارد که به خاطر احترام و عظمت خداوند، در ناف آهوی ختن نگهداری میشود.
هوش مصنوعی: در این مکان که بوسههای شیرین وجود دارد، به خاطر حسرت، نوشیدنی تلخی وجود دارد که به پرورش کوهها کمک میکند.
هوش مصنوعی: در دامن من، خاری وجود دارد که نشانهای از غم و سختی است. در کنار آن گل از خرمن، گلی قرار دارد که در باغی از گلهای خوشبو جوانه زده و پرورش یافته است.
هوش مصنوعی: اشکهای سرم به همچون آب، تیغی است که تشنهٔ خون من است و از خون من زندگی میگیرد.
هوش مصنوعی: عشق در هر نوع انسان و هر شرایطی حال و هوای خاص خودش را دارد و جان آدمی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این عشق تنها به جسم نمیپردازد، بلکه روح و جان را نیز زنده و پرورش میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرو من در سایهٔ سنبل سمن میپرورد
سبزهٔ تر در کنار نسترن میپرورد
باغبان گر بیند آن رخسار و خط ماند خجل
زان گل و ریحان که بر طرف چمن میپرورد
مایهبخش اشک غمّاز آمد از خونابه دل
[...]
غیر را در بزم خاص آن سیمتن میپرورد
یوسف ما گرگ را در پیرهن میپرورد
خون چو گردد مشک هیهات است ماند در وطن
نافه را بیهوده آهوی ختن میپرورد
آن حریف خار زخمم من که صحرای جنون
[...]
به هر کام غیر آن شیرینسخن میپرورد
از سخن شهدی که در کنج دهن میپرورد
به هر آغوش رقیب آن سیمتن میپرورد
سیم خامی کاندرون پیرهن میپرورد
ریزد از هم آشیانها را چمن پرا چرا
[...]
دایه، کِت در مهد زر ای سیمتن میپرورد
دشمن جانی برای جان من میپرورد
دلبری دارم که باشد تلخکامی قسمتم
زان حلاوتها که در کنج دهن میپرورد
مهرپرور یوسفی دارم، که در کنعان حسن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.