گنجور

شمارهٔ ۲۸۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد

در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد

از موی میان تو جدا بس که کشم رنج

نتوان تن رنجور من از موی جدا کرد

با دیده غمدیده من اشک دمادم

آن کرد که با خانه تن سیل فنا کرد

دوران ز گل می و خشت سر خم

بس خانه عشرت که درین دیر بنا کرد

جانی ز لبت داشت تنم وام به گردن

از گردن او تیغ تو آن وام ادا کرد

تا شد به قبا سرو قد ناز تو مایل

گل اطلس فیروزه زربفت قبا کرد

جامی که شد از سنگ ستم بر تو دعاگوی

مرغیست که از برگ گل آغاز نوا کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن