گنجور

شمارهٔ ۲۸۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

آن قوم که احرام سر کوی تو بستند

تا سر ننهادند به راهت ننشستند

هر چند که هرگز می و میخانه ندیدند

همواره ز شوق لب میگون تو مستند

خوش حال شهیدان فراق تو که باری

رفتند و ازین داغ جگرسوز برستند

زینسان که تو را دوست گرفتند محبان

ترسم که ازین پس به خداییت پرستند

منبرشکنان را چه ترقی شود از وعظ

زینسان که فرود آمده در پایه پستند

از دام علایق به غم عشق توان جست

خوشوقت کسانی که ازین دام بجستند

چون جام تنک بود دل نازک جامی

کز سنگ ستم سیمبرانش بشکستند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify