گنجور

شمارهٔ ۲۶۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمند

زان یار جنگجوی و نگار جفاپسند

ای ناچشیده چاشنی درد بیدلان

از حال ما بترس و بر احوال ما مخند

می کرد جا به خاطر ما پند پیش ازین

اکنون که بند عشق قوی شد چه جای پند

ما را میان اهل وفا عشق برکشید

هر جا که می رویم به عشقیم سربلند

بستم به خاکبوس درش رشته امید

بر کاخ عرش می فکند همتم کمند

بس نازک است خاطر رندان درد نوش

ای زاهد فسرده دل ابرام تا به چند

جامی ز نقشها سوی بی نقش راه برد

خود را به نقش بست بر آن شاه نقشبند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان