آن کیست سواره که بلای دل و دین است
صد خانه برانداخته در خانه زین است
ماهی ست درخشنده چو بر پشت سمند است
سروی ست خرامنده چو بر روی زمین است
آشوب جهان است اگر اسپ سوار است
آسایش جان است اگر بزم نشین است
در آتش و آبم ز دل و دیده چو دیدم
کافروخته رخسار و عرق کرده جبین است
برتافت ز من رو گره افکند در ابرو
اینک سر و شمشیر اگر بر سر کین است
گر قصه خود عرضه رایش نتوان کرد
صد شکر خدا کو همه دان و همه بین است
گفتم که سخنرانی جامی ز لب توست
از پسته شکر ریخت که آری سخن این است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی شخصی است که سوار بر اسب است و به عنوان بلای دل و دین توصیف شده است. او باعث آشوب در جهان میشود، اما در عین حال آرامش را نیز به ارمغان میآورد. شاعر از زیبایی و درخشندگی او صحبت میکند و احساسات عمیق خود را از عشق و دلدادگی بیان میکند. همچنین، شاعر به تأثیر این شخص بر دل و جان خود اشاره میکند و از قدرت کلام او سخن میگوید، که میتواند به راحتی دلها را تسخیر کند. در نهایت، شاعر از شیرینی کلامش به عنوان یک نعمت یاد میکند.
هوش مصنوعی: کیست این سوار که موجب دردسرهای دل و دین شده است؟ او با خود ویرانی بسیاری را به همراه آورده و در واقع، تمام زیور و زیباییها را نابود کرده است.
هوش مصنوعی: ماهی مانند یک درخشندگی زیبا بر روی پشت یک اسب در حال حرکت، و سرو مانند درختی بلند و خوشافراز بر روی زمین است.
هوش مصنوعی: اگر سوارکار باشد و آشوبی در جهان به پا کند، آرامش و آسایش برای جان در صورتی است که کسی در مجلس خوشی و سرور باشد.
هوش مصنوعی: در آتش و آب هستم و وقتی نگاه کردم، دیدم که آن کافر با چهرهای زیبا و پیشانی عرق کرده در برابر من قرار دارد.
هوش مصنوعی: تو از من دور شدی و با نگاه تند و ابروهای در هم کشیدهات به من آسیب زدی. حالا، اگر بر سر کینهای داری، باید با من رو در رو شوی و موضع بگیری.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی داستان خود را به خوبی بیان کنی، شکر خدا را که او همه چیز را میداند و میبیند.
هوش مصنوعی: گفتم که صحبت و کلام شیرین تو مانند جامی است که از لبانت جاری میشود، همانطور که شکر از دانههای پسته میریزد. این نشان میدهد که واقعا صحبت تو همینگونه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
بر دیدهٔ من نام تو چون نقش نگین است
در طبع من و همت من تا به قیامت
مهر تو چو جان است و وفای تو چو دین است
تو بازپسین یار منی و غم عشقت
[...]
این خانه چه خانه ست پریخانه چین است
پر حور یکی غرفه ز فردوس برین است
درآب و گل این لطف تصور نتوان کرد
از طارم چرخ آمده برجی به زمین است
قصر ارم آن کش به جهان مثل نیابند
[...]
حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است
کان نمکی هر چه تو داری نمکین است
گر بحر بلا موج زند باک ندارم
بیمی اگرم هست از آن چین جبین است
تا روی زمین زیر کف پای تو به دید
[...]
شاها اثر دوستیست رونق دین است
خوش آنکه درین دوستی از اهل یقین است
هر کس که درت را ز غلامان کمین است
در انجمن اهل وفا صدر نشین است
مداحی تو کار فضولی حزین است
[...]
خاری که به پای تو خلد باغ یقین است
سنگی که به راه تو فتد کعبه دین است
در عزم قوی باش که اندر ره دولت
مفتاح نجاتست به هر جا که کمین است
در خوش دلی آویز که با عمر تو ایام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.