این خانه چه خانه ست پریخانه چین است
پر حور یکی غرفه ز فردوس برین است
درآب و گل این لطف تصور نتوان کرد
از طارم چرخ آمده برجی به زمین است
قصر ارم آن کش به جهان مثل نیابند
گویند چنین است ولیکن نه چنین است
این بقعه نگین دور افق حلقه خاتم
وین خانه پر نقش در او نقش نگین است
پیداست دراو صورت هر معنی پنهان
گویا دل روشن شده اهل یقین است
از نور درون حاجت خورشید ندارد
خورشید برون وی ازان خاک نشین است
بر صف نعالش فلک از بس که جبین سود
تابان شده چون نعل هلالش ز جبین است
در فرش وی از سقف نماید همه نقشی
هرکس که درآن آینه بیند همه بین است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جلال یک خانه خاص و روحانی میپردازد که نماد بهشت و کمال است. شاعر تشبیهاتی زیبا به کار میبرد تا نشان دهد این خانه چقدر شگفتانگیز و فراطبیعی است. او به جزئیات ظاهری و باطنی این مکان اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که نور و زیبایی درون آن به قدری درخشان است که نیازی به نور خورشید ندارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کسی که به این خانه نگاه کند، در حقیقت به حقیقت و معنی عمیقتری پی میبرد.
هوش مصنوعی: این خانه چه زیبایی دارد، مانند خانه پریهاست و پر از حور و زیبایی. یکی از اتاقهای آن، بهشتی و از بهترین مکانهاست.
هوش مصنوعی: در آب و خاک نمیتوان لطف و زیبایی را تصوری کرد، چون برجهایی که به زمین آمدهاند، از آسمان و آسماننشینی نشأت گرفتهاند.
هوش مصنوعی: قصر ارم مانند جایی در دنیا پیدا نمیشود، مردم میگویند که اینگونه است، ولی واقعاً اینگونه نیست.
هوش مصنوعی: این بنا به مانند نگینی در دوردستهای افق درخشان است و این خانه که پر از نقش و نگار است، خود نیز همچون نگینی زیبا و ارزشمند در آنجا قرار دارد.
هوش مصنوعی: مشخص است که در او هر مفهوم پنهانی به وضوح دیده میشود و دل کسانی که به یقین رسیدهاند، روشن شده است.
هوش مصنوعی: انسانی که از درون خود نور و آگاهی دارد، دیگر نیازی به نور خورشید ندارد. در واقع، آن نور درونی او را از وابستگی به خورشید دنیوی بینیاز میکند و او برخلاف دیگران، از زوایای مختلف زندگی خود با آگاهی کامل روبرو میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر درخشندگی و زیبایی که در جبینش وجود دارد، آسمان بر روی نعالش مانند نعل هلال تابناک شده است.
هوش مصنوعی: در آینهای که در تالار او قرار دارد، هر کسی که به آن نگاه کند، تمامی زیباییها و نقشها را میبیند و از خود آگاه میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
بر دیدهٔ من نام تو چون نقش نگین است
در طبع من و همت من تا به قیامت
مهر تو چو جان است و وفای تو چو دین است
تو بازپسین یار منی و غم عشقت
[...]
آن کیست سواره که بلای دل و دین است
صد خانه برانداخته در خانه زین است
ماهی ست درخشنده چو بر پشت سمند است
سروی ست خرامنده چو بر روی زمین است
آشوب جهان است اگر اسپ سوار است
[...]
حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است
کان نمکی هر چه تو داری نمکین است
گر بحر بلا موج زند باک ندارم
بیمی اگرم هست از آن چین جبین است
تا روی زمین زیر کف پای تو به دید
[...]
شاها اثر دوستیست رونق دین است
خوش آنکه درین دوستی از اهل یقین است
هر کس که درت را ز غلامان کمین است
در انجمن اهل وفا صدر نشین است
مداحی تو کار فضولی حزین است
[...]
خاری که به پای تو خلد باغ یقین است
سنگی که به راه تو فتد کعبه دین است
در عزم قوی باش که اندر ره دولت
مفتاح نجاتست به هر جا که کمین است
در خوش دلی آویز که با عمر تو ایام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.