گنجور

شمارهٔ ۱۳۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

خیال خال لبت تخم مزرع امل است

هوای خط تو ختم صحیفه عمل است

اگر نه رقعه قتل من آرد از تو رسول

رسول قاصد جان رقعه نامه اجل است

زکات آن لب میگون به می پرستان ده

قبول خیر محال است اگر نه در محل است

می شبانه خمار سحر نمی ارزد

خوش آن حریف که مست صبوحی ازل است

به غیر نی که شد از خود تهی نمی بینم

درین زمانه رفیقی که خالی از خلل است

حریف باده گسار و ندیم نکته گزار

صراحی می ناب و سفینه غزل است

به وصف آن گل عارض مدام جامی را

چو غنچه دفتر رنگین نهفته در بغل است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.