گنجور

شمارهٔ ۱۳۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

در صورت تو سر جمالی که مجمل است

در خط و خال و عارض و زلفت مفصل است

هرگز حدیث زلف تو کوته نمی شود

این گفت و گوی تا به قیامت مسلسل است

حسن تو از تصرف مشاطه فارغ است

مرآت آفتاب چه محتاج صیقل است

کحل بصر ز خاک درت بیدلی کشد

کش چشم دل به کحل بصیرت مکحل است

بهر تو پای بر سر عالم نهاده ایم

وز شاهراه عشق تو این گام اول است

لب بر لبم بنه که سخن مختصر کنم

کافسانه تطاول هجران مطول است

جامی سواد شعر تو کامد زبور عشق

مستغنی از تکلف تذهیب و جدول است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر