گنجور

شمارهٔ ۱۲۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ابروی خوشت که ماه عید است

انگشت نمای اهل دید است

از روی تو عید عاشقان را

صبحی به مبارکی دمیده ست

هر سال یکی ست عید روزه

ما را همه روزه از تو عید است

شد عید من از رخت خجسته

زین عید خجسته تر که دیده ست

گفتی ز غمت به جان رسانم

عیدی ز توام همین رسیده ست

خیاط زمانه خلعت لطف

بر قامت دلکشت بریده ست

بی وعده وصل مژده عید

بر جامی خسته دل وعیداست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان