مرد باید که راستگو باشد
ور ببارد بلا بر او چوتگرگ
نام مردی بر او دروغ بود
کش نباشد براست گفتن برگ
راستی را تو اعتدالی دان
که از و شاخ خشک گیرد برگ
سخن راست گومترس که راست
نبرد روزی و نیارد مرگ
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
مرد باید که راستگو باشد
ور ببارد بلا بر او چوتگرگ
نام مردی بر او دروغ بود
کش نباشد براست گفتن برگ
راستی را تو اعتدالی دان
که از و شاخ خشک گیرد برگ
سخن راست گومترس که راست
نبرد روزی و نیارد مرگ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه بر اهمیت راستگویی تأکید میکند و میگوید که مرد باید راستگو باشد، زیرا دروغگویی به شخصیت او لطمه میزند. او راستگویی را به عنوان بنیادی از مردانگی معرفی میکند و این ویژگی را معیاری برای اعتبار میداند. همچنین، شاعر به پیوند راستگویی با زندگی و مرگ اشاره میکند و میگوید که سخن راست زندگی را حفظ میکند و مرگ را از انسان دور میسازد.
هوش مصنوعی: مرد باید همیشه راستگو باشد، حتی اگر مشکلات و دشواریهایی به سراغش بیاید، مانند گرگی که به او حمله میکند.
هوش مصنوعی: نام مردی که در واقعیت وجود ندارد، به او نسبت داده شده است، چرا که هیچ حقیقتی در گفتار او نیست.
هوش مصنوعی: راستی را همچون حالتی معتدل بدان که حتی از یک شاخه خشک هم میتواند برگ رویانده شود.
هوش مصنوعی: سخن راست و درست ارزش بالایی دارد، زیرا همیشه در برابر مشکلات و مرگ، به کمک میآید و کمک میکند تا به درک بهتری از زندگی دست پیدا کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرگ این را هلاک و آنرا برگ
زهر آن را غذای و این را مرگ
چند گویی که عیش نیست به کام
چند گویی که کار نیست به برگ
تا کی اندوه جبه و دستار
مرگ ای خواجه غافلی از مرگ
چون از آن پایه نیز گشت بزرگ
پنجهٔ شیر کَند و گردنِ گرگ
همچو شهری فراخ بود و بزرگ
بادبانی بر او بلند و سترگ
گر گدایی کند عمامه بزرگ
از دم او پناه جوید گرگ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.