خداوندا چنین گفتهست حاسد
که میباشد مرا جای دگر رای
به معبودی که مستغنی است ذاتش
ز خواب و خورد و فرزند و زن و جای
که گر تا ره به دهلیز تو دانم
نهم بر صحنه دیگر کسی پای
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
خداوندا چنین گفتهست حاسد
که میباشد مرا جای دگر رای
به معبودی که مستغنی است ذاتش
ز خواب و خورد و فرزند و زن و جای
که گر تا ره به دهلیز تو دانم
نهم بر صحنه دیگر کسی پای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به دعا و نیایش پرداخته و از خداوند میخواهد که او را از حسد و کینهتوزی دور کند. او به خود یادآور میشود که در نزد معبودش باید مستقل باشد و به معانی بالاتر و جاودانی فکر کند، بدون وابستگی به دنیا و مادیات. شاعر بر این باور است که اگر به حقیقت و ذات الهی نزدیک شود، هیچ حسی به او آسیب نمیزند و میتواند در راه خدمت به خدا پای بر جا بگذارد.
هوش مصنوعی: خداوندا، حاسد میگوید که من نمیتوانم در جایی دیگر از عقل و نظر جدا شوم.
هوش مصنوعی: به خدای بزرگی که نیازی به خواب، غذا، فرزند و همسر ندارد و از هر چیزی مستقل است.
هوش مصنوعی: اگر بدانم که بتوانم به ورودی تو برسم، هرگز اجازه نمیدهم کسی دیگری به صحنه پا بگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خنجر دشمنانش را ببیزای
به نیکی دوستانش را ببخشای
خداوندا درِ توفیق بگشای
نظامی را رهِ تحقیق بنمای
مرا دیدار خود آن لحظه بنمای
گره یکبارگیم از کار بگشای
مرا سیّ و دو خدمتکار بودند
همه یک خانه و یک روی و یک رای
و شاقانی چو مروارید خوشاب
سمن دیدار و خندان و شکر خای
همه سر تیز و سخت و چست و چالاک
[...]
نخواهی کَز بزرگان جُور بینی
عزیزِ من، به خُردان بَرببخشای
اگر طاقت نداری صَدْمَتِ پیل
چرا باید که بَر موران نهی پای؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.