امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت
سراز چه سبب بر من بیچاره گران داشت
ناکرده گنه باز ز من روی نهان کرد
من هیچ نمیدانم او را که بر آن داشت
یکبار بروی تو نگه کردم وایجان
بنگر که بجان و دل و دیده چه زیان داشت
دل در بر من نیست ندانم که کجا شد
یارب بجهان در دل من نام و نشان داشت؟
دیده چو ترا دید درو لعل برافشاند
معذور همیدارش بیچاره همان داشت
گفتند سر زلف تو دل میبرد از خلق
من در غم دل بودم و او قصد بجان داشت
گردوست همیدارمت این طرفه نباشد
آری بچنین روی ترا دوست توان داشت
زود ازمن و از تو همه این شهر بپرسند
گویند نه این چشم فلانی بفلان داشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و اندوهی که از دوری محبوبش بر دل دارد، میپردازد. او از عدم توجه و روی گردانی محبوبش شکایت میکند و نمیداند چرا چنین رفتاری از او مشاهده کرده است. شاعر درگیر احساسات عمیق خود است و به زیبایی محبوبش اشاره میکند که چقدر بر دل و جانش تأثیرگذار بوده است. او به یاد میآورد که دیگران نیز از زیبایی محبوبش صحبت میکنند و به نوعی به حسادت و توجه مردم به محبوبش اشاره دارد. در نهایت، شعر بیانگر عاشقانهای پر از احساس و درد ناشی از عشق و دوری است.
هوش مصنوعی: امروز چه چیزی بود که او از من پنهان کرد و به چه دلیلی بر من بیچاره فشار آورد؟
هوش مصنوعی: بیدلیل و بیگناه از من دوری میکند؛ من هیچ نمیدانم چه چیزی او را به این کار واداشته است.
هوش مصنوعی: یک بار که به تو نگاه کردم، ای جان، ببین که این نگاه چه آسیبهایی به دل و جان و چشمانم زد.
هوش مصنوعی: دل من دیگر در دل من نیست و نمیدانم کجا رفته است. ای خدا، در این دنیا که دل من نشانی از عشق داشت، حالا چه بر سر آن آمده؟
هوش مصنوعی: چشم وقتی تو را دید، گوهری در آن افشاند. حتی اگر بیچاره هم در کنار او باشد، همان را نیز داشت.
هوش مصنوعی: گفتند که زلف تو باعث میشود دلها از من بگریزد. من در اندوه دل خود بودم و او قصد داشت به جانم آسیب بزند.
هوش مصنوعی: دوست داشتن تو به این سادگیها نیست، اگر کسی به چنین صداقتی برسد، باید در عمق وجودش صداقت و محبت واقعی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: زود از من و تو همه در این شهر سؤال خواهند کرد و خواهند گفت که آیا چشم فلانی به فلان شخص بود یا نه.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن جلوه که در پرده روش های نهان داشت
از پرده برآمد روشی بهتر از آن داشت
ذوقی به چمن داد که در خنده ابرست
شوری ز گل انگیخت که بلبل به فغان داشت
امروز که شد عشرت می لعل قبا شد
[...]
در ظاهر اگر پشت به من همچو کمان داشت
لیک از ته دل روی توجه به نشان داشت
آن عهد کجا رفت که آن دلبر پرکار
ما را به ته دل، دگران را به زبان داشت
اکنون نظرم کاسه دریوزه اشک است
[...]
آزادی ما از غم کونین کران داشت
مستی ز سبکباری ما رطل گران داشت
رسوای ازل در غم عشق تو چو صبحم
این چاک به صد بخیه نیاریم، نهان داشت
در پرده به تیر نگهم خستی و پیداست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.