روئی است روی دوست که هیچش نظیر نیست
زانرو بهیچ رویم از آن رو گزیر نیست
در عشق آن پری چه ملامت کنی مرا
دیوانه چون ز عقل نصیحت پذیر نیست
آنکس که داد دست ارادت به پیر عشق
هیچش خبر ز طعنه برنا و پیر نیست
دارم نظر بعارض خورشید منظری
کز ماه رو بجمله جهانش نظیر نیست
آزاد بنده که شود پای بند او
برگشته طالعی که در این دام اسیر نیست
دارم ضمیر روشن و رای منیر از آنک
جز مهر روی دوست مرا در ضمیر نیست
با تاب آفتاب رخش روز و شب مرا
حاجت بمهر انور و بدر منیر نیست
تا تا با دزد به طره عنبر فشان او
ما را هوای نکهت مشک و عبیر نیست
ای دوست دستگیر حسین شکسته را
کو را بجز تو هیچکسی دستگیر نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی بینظیر محبوب است. شاعر بیان میکند که زیبایی دوستانش هیچ همتایی ندارد و بنابراین نمیتواند از آن عشق فرار کند. او از دیوانگی و عدم پذیرش نصیحت در عشق سخن میگوید و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند او را از عشق پیر عشق دور کند. همچنین، شاعر به تأثیر زیبایی محبوبش بر دنیایش اشاره میکند و بیان میکند که وجودش تنها برای عشق او معنا دارد. در نهایت، او از دوستش میخواهد که به یاری او بیافتد و میگوید که جز او هیچ کس نمیتواند به کمکش بیاید.
هوش مصنوعی: چهره دوست آنقدر بینظیر است که هیچ چیزی مشابه آن نیست و به همین دلیل هیچ وقت از آن چهره دور نمیشوم.
هوش مصنوعی: در عشق آن پری، چه تقصیری به من نسبت میدهی، زیرا من دیوانهام و از عقل هیچ نصیحتی را نمیپذیرم.
هوش مصنوعی: کسی که دست به دوستی و محبت به استاد عشق میدهد، هیچ اطلاعاتی از سرزنشهای جوانان و افراد پیر ندارد.
هوش مصنوعی: من به زیبایی و جذابیتی مینگرم که مانند آن در کل جهان وجود ندارد، این زیبایی به گونهای است که حتی نور ماه هم به پای آن نمیرسد.
هوش مصنوعی: زمانی که فردی آزاد و رها میشود، دیگر به هیچ بندی وابسته نیست و خوشبختی و سرنوشت او به گونهای است که در این مشکلات و گرفتارهای دنیوی اسیر نمیشود.
هوش مصنوعی: من ذهنی روشن و تفکری تابناک دارم، زیرا جز عشق چهره دوست هیچ چیزی در دل من وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خورشید درخشان و روشنیاش، نه در روز و نه در شب، برای من نیازی به مهربانی آن محبوب و روشنایی او ندارم.
هوش مصنوعی: اگر با دزد به موهای خوشبوی او نزدیک شوم، برای ما بوی خوش مشکی و عطرانی کمرنگ به هیچ وجه جالب نیست.
هوش مصنوعی: ای دوست، به یاری حسین که در سختی و غم است بشتاب، زیرا غیر از تو کسی را برای کمک کردن نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آنکه مر ترا بجهان در نظیر نیست
آنکو خطر نیافت ز فیضت خطیر نیست
ای یادگار آنکه نبودش نظیر کس
ای دلفروز آنکه کس او را نظیر نیست
تو ماه روزگاری و او میر روزگار
[...]
دردی است درد عشق که درمانپذیر نیست
از جان گزیر هست و ز جانان گزیر نیست
شب نیست تا ز جنبش زنجیر مهر او
حلقهیْ دلم به حلقهٔ زلفش اسیر نیست
گفتا به روزگار بیابی وصال ما
[...]
طفلی و مرد عشق تو گردون پیر نیست
جانی و هیچکس را از جان گزیر نیست
خونم به یک کرشمهٔ ابرو بریختی
آنی که با کمان تو حاجت به تیر نیست
حسنت خطی نوشت علی الوجه کز خوشی
[...]
شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
و اندیشه تو در دل برنا و پیر نیست
صد سر فدای پای تو باد، ار چه در حرم
تو می روی و خون کست پایگیر نیست
بی رحم وار چند زنی غمزه بر دلم
[...]
ای سروریکه در ره مردی و مردمی
رستم ترا مقابل و حاتم نظیر نیست
گر زخم تیغ دست ترا خستگی رساند
بشنو که هیچ عذر جز این دلپذیر نیست
دست گهر فشان تو ابرست و تیغ برق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.