گنجور

شمارهٔ ۱۴ - فی الموعظه

 
همام تبریزی
همام تبریزی » مثنویات
 

همنفس شد سگ شبان با گرگ

گله باسگ خوردکنون یاگرگ

دزد و خازن چو یار غار شوند

آفت مال شهریار شوند

شیخ چون با مرید باده خورد

آب روی مربیان ببرد

چون که قواده گشت خواجه سرای

پرده بکسل در حرم بگشای

با معلم چو گشت همبازی

طفل بازی بود به هم بازی

گاو و خره کرده باغبان در باغ

بانگی دارد که برد جوزی زاغ

باغبان گرنه پاسبان باشد

زاغ بهتر زباغبان باشد

ابلهان را میان اهل خرد

چه تفاوت کند ز گفتن بد

گر خری را به مرغزار بری

بر سر برگ گل رید زخری

ابلهان را حریف خویش مساز

عیش با زنگیان زشت مباز



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید