گنجور

شمارهٔ ۶۹

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیده اند

آب حیوان در میان تیرگی نوشیده اند

رنگ حرص وشهوت از آیینه دل برده اند

تا در ان آیینه عکس روی دلبر دیده اند

جان خود در زلف کافر کیش جانان بسته اند

کافری بگزیده وز اسلام بر گردیده اند

در خرابات محبت جان گروگان کرده اند

تا ز معشوق سقیهم یک قدح بخریده اند

با وصال خوب روی خویش در پیوسته اند

از افرینش فارغ از کون و مکان ببریده اند

تا نبیند چشم ایشان روی هر نامحرمی

خویش را چون گنج در ویرانه ها پوشیده اند

با گدایی کرده نسبت خویشتن را چون کلیم

رفته در زیر گلیمی سلطنت ورزیده اند

رسته اند از عالم صورت پرستی روز و شب

چون همام اندر ره معنی به جان کوشیده اند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

246 نوشته:

مصرع دوم بیت پنجم: از آفرینش -> زافرینش.
بیت ششک: مصرع اول می تواند چنین نیز باشد:
«تا نبیند روی ایشان چشم هر نامحرمی»
چون با گنج تناسب بیشتری دارد.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.