خرامان میرود آن سرو قامت
جهانی را از آن قامت قیامت
مؤذن گر ببیند قامتت را
فراموشش شود تکبیر و قامت
امام از شوق آن شکل و شمایل
به قوّالان دهد مزد امامت
گرت باشد گذر در خانقاهی
نماند شیخ بر راه سلامت
مریدان ز اربعین آیند بیرون
تو را بینند و سوزند از ندامت
بود دایم شب قدر آن دلی را
که سازد در سر زلفت اقامت
به عهد چشم مست دل فریبت
بود بر جان مستوران غرامت
بگو ای آن که ما را میدهی پند
تویی یا ما سزاوار ملامت
همام از عشق چون دارد نصیبی
نجوید منصب زهد و کرامت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای یک شخص خاص، به ویژه قامت و شکل و شمایل او میپردازد. او بیان میکند که این زیبایی چه تأثیری بر دیگران دارد، از جمله مؤذنی که با دیدن او فراموش میکند نماز را اذان بدهد و امامی که از شوق او پاداش امامت را به قوالان میدهد. همچنین، اشاره به مریدانی دارد که با دیدن این زیبایی دچار ندامت میشوند. شاعر از دلی که در شب قدر به یاد آن زیبایی اقامت دارد، میگوید و در نهایت تأملی درباره عشق و نیکی میکند، تا جایی که میپرسد آیا ما مستحق ملامت هستیم یا نه. به طور کلی، شاعر عشق و زیبایی را در کنار مفاهیم معنوی و اخلاقی قرار میدهد.
هوش مصنوعی: آن درخت بلند و زیبا که نماد زیبایی و کمال است، با آرامش و وقار در حال حرکت است و جهانی را تحت تاثیر خود قرار داده است. زیبایی و قامت آن میتواند به روز قیامت اشاره داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر مؤذنی قامت تو را ببیند، دیگر یادش میرود که برای نماز اذان بگوید و به چه حالتی بایستد.
هوش مصنوعی: امام به خاطر عشق به زیبایی و ظاهری خاص، به قُوالان پاداش امامت را میدهد.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر خود به خانقاهی برسی، دیگر شیخی بر راه درست برای تو باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: دنبالکنندگان، از چهارشنبههای خاص خارج میشوند، تو را میبینند و از احساس پشیمانی میسوزند.
هوش مصنوعی: شب قدر همیشه متعلق به دلی است که در محبت و زیبایی تو ساکن باشد.
هوش مصنوعی: چشمان خمار و گیرا، دلها را فریب میدهد و بر جانهای پنهان، تأثیرات خاصی دارد.
هوش مصنوعی: بگو ای کسی که به ما نصیحت میکنی، آیا تو خودت لیاقت سرزنش را داری یا اینکه ما مستحق انتقاد هستیم؟
هوش مصنوعی: همام از عشق، بهرهای دارد که به دنبال مقام یا زهد و بزرگی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بلرزم چون بیندیشم ز نامت
بدین دل چون توانم جست کامت
بصر در خواب و دل در استقامت
زبانش امتی گو تا قیامت
تو امّید منی اندر قیامت
ندارم گرچه جز درد وندامت
طناب عمرتان اندر سلامت
بهم پیوسته بادا تا قیامت
خوش آید پاک بازان را ملامت
ز خود بیرون شدی اینک قیامت
طمع بگسل که معدوم الوجود است
اگر در عشق می خواهی سلامت
بباید جان به تیر عشق دادن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.