گنجور

شمارهٔ ۲۱۷

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ای منزل مبارک می بخشیم صفایی

داری هوای مشکین از بوی آشنایی

خاک رهت ببوسم بر روی و دیده مالم

کانجا رسیده باشد روزی نشان پایی

بر سنگریزههایت چون می کنم سلامی

آید به گوش جانم بیصوت مرحبایی

در منزلی که جانان آنجا گذشته باشد

با ذره های خاکش داریم ماجرایی

گردی ز منزل او گر بر بصر نشیند

سازنده تر نباشد زان خاک توتیایی

مقبل کسی که دارد در جان وفای یاران

جانم فدای باری کار را بود وفایی

از یاد دوست یابم آرام در فراقش

جز ذکر او ندانم دل را دگر دوایی

جان همام دارد حاصل ز عشق جانان

آن دولتی که نبود در سایه همایی

آن را که چتر عشقش افکند سایه بر سر

سلطان ملک عالم پیشش بود گدایی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید