گنجور

شمارهٔ ۱۷۵

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو

عاشقان محرم راز ند نه اغیار بگو

هم تو داری خبر از زلف گره بر گرهش

پیش ما قصه دل های گرفتار بگو

شرح غارتگری زلف دلاویز بکن

وصف خونریزی آن نرگس عیار بگو

همه از فتنه و آشوب نخواهم پر سید

نکته یی زان لب شیرین شکر بار بگو

گوش را چون که ز پیغام نصیبی دادی

کی بود چشم مرا وعدهٔ دیدار بگو

چون حکایت کنی از دوست من از غایت شوق

با تو صد بار بگویم که دگر بار بگو

تا که از شرم گل از غنچه نباید بیرون

صفت روی دلارام به گلزار بگو

تا دگر سرو ننازد به خرامیدن خویش

سخنی با وی ازان قامت و رفتار بگو

ای صبا بنده نوازی کن و احوال همام

وقت فرصت همه در بندگی بار بگو


گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.