ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
عاشقان محرم رازند نه اغیار بگو
هم تو داری خبر از زلف گره بر گرهاش
پیش ما قصه دلهای گرفتار بگو
شرح غارتگری زلف دلاویز بکن
وصف خونریزی آن نرگس عیار بگو
همه از فتنه و آشوب نخواهم پرسید
نکتهای زان لب شیرین شکربار بگو
گوش را چون که ز پیغام نصیبی دادی
کی بود چشم مرا وعدهٔ دیدار بگو
چون حکایت کنی از دوست من از غایت شوق
با تو صد بار بگویم که دگر بار بگو
تا که از شرم گل از غنچه نیاید بیرون
صفت روی دلارام به گلزار بگو
تا دگر سرو ننازد به خرامیدن خویش
سخنی با وی از آن قامت و رفتار بگو
ای صبا بندهنوازی کن و احوال همام
وقت فرصت همه در بندگی یار بگو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نسیم صبح (صبا) میخواهد که خبری از محبوبش بگوید و به بیان عشق و عاطفه بپردازد. او به زلفهای پیچیده محبوب و زیبایی چشمهای او اشاره میکند و از صبا میخواهد تا شرح زیباییهای او را بازگو کند. شاعر همچنین به احساس عاشقانه و شوق دیدار معشوق اشاره کرده و درخواست میکند تا از ویژگیهای دلنشین محبوبش بگوید. در نهایت، او از صبا میخواهد که در این لحظات ناب، احوال عاشقانهاش را در دلدادگیاش به یارش بگوید.
هوش مصنوعی: ای نسیم، آنچه از لب محبوب شنیدی را به من بگو، زیرا این رازها فقط مخصوص عاشقان است و به بیگانگان نباید گفته شود.
هوش مصنوعی: تو که از موهای گره خوردهاش خبر داری، برای ما از دلهای گرفتار قصه بگو.
هوش مصنوعی: به توصیف زیبایی و فریبندگی موهای مشکلپسند بپرداز و همچنین از جلوهگری و آسیبزایی چشمان زیبا و فریبنده سخن بگو.
هوش مصنوعی: نمیخواهم درباره اختلافات و ناآرامیها چیزی بپرسم، فقط میخواهم نکتهای زیبا و شیرین از آن لبهای شیرین و دلچسبت بشنوم.
هوش مصنوعی: زمانی که تو به گوش من پیامی را رساندی، حالا بگو که کی چشمانم به وعدهٔ دیدارت روشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: هر بار که از دوستم صحبت میکنی، به قدری شوق و ذوق دارم که میخواهم بارها و بارها این موضوع را با تو تکرار کنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که گل از غنچه به دلیل شرم خود بیرون نیاید، تو هم به گلزار بگو که ویژگیهای چهره دلفریب دختر را توصیف کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دیگر درخت زیبای سرو نتواند به زیبایی و ناز به خود ببالد، با او حرفی بزنید دربارهی قامت و رفتار زیبا و دلانگیزش.
هوش مصنوعی: ای نسیم، لطفاً به من توجه کن و از حال همنشینم بگو که در این لحظه که فرصت برای بندگی محبوب فراهم است، به یاد او هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای صبا قصه عشاق بر یار بگو
خبری از من دل داده بدلدار بگو
از رسانیدن پیغام رهی عار مدار
بگلستان چو درآیی سخن خار بگو
چون بحضرت رسی امسال بدان راحت جان
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.