گنجور

شمارهٔ ۱۳۳

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

هزاران نقش گوناگون ببستم

به دستانی مگر آیی به دستم

گهی در جست و جویت می دویدم

گهی در خاک کویت می نشستم

رسولان را به حضرت نیست باری

به پیغامی صبا را می فرستم

گرم کاری از این در برنیاید

همان جویای مشتاقم که هستم

نه امروز آمدم در مذهب عشق

درین سرمستی از روز الستم

شرابی بر کف جانم نهادی

که از بویش هنوز افتاده مستم

من این آینه های مختلف را

برای عکس رویت می پرستم

چو نام بندگی بر من فکندی

زننگی نسبت خود باز رستم

چو باری بود بر جان این همامم

ازو وز صحبت او باز جستم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید