گنجور

شمارهٔ ۱۳۰

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

من به اومید تو از راه دراز آمده ام

ناز بگذار دمی چون به نیاز آمده ام

رهروان را به شب تار دلیلی باید

من به بوی خوش آن زلف دراز آمده ام

شمع بی زحمت پروانه نباشد بنشان

کامشبی در هوس گفتن راز آمده ام

پیش ازین هر نفسم بود خیالی و اکنون

با تو یک رنگ شدم وز همه باز آمده ام

مرغ دل بر سر زلفت به فغان می گوید

چیست تدبیر که در جنگل باز آمده ام

با دلم سلسله زلف تو گوید خوش باش

منم آن بند که دیوانه نواز آمده ام

عاشقان راست نمازی و دگر محرابی

بیش ابروی تو از بهر نماز آمده ام

جان حقیقت به لب چون شکرت خواهم داد

تا نگویی که به تزویر و مجاز آمده ام

تا فراق تو به غارت نبرد جان همام

به شفاعت ز در وصل تو باز آمده ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن نوشته:

سلام و خدا قوت خدمت عزیزان و گردانندگان این برگه ی پر بار! سالهاست با برگه شما سر و کار دارم و متاسفانه قادر به شرکت در مباحث سروران نبوده ام. موردی که به کرات دیده ام و قصد اشاره به آن داشته ام اغلاط املایی و عدم تقارن اوزان است. گاه می بینم واژه های عجیبی جایگزین ساده ترین واژه ها شده است که ناشی از بی دقتی در ابیات و ساختار متن است!
مصرع اول اومید غلط است، امید است که باید مشدد خوانده شود.

بیت سوم
شمع بی زحمت پروانه نباشد بنشان بهتر است به نشان رسم شود.

پیش ازین هر نفسم بود خیالی و اکنون

(و اکنون) اگر چه با گذاشتن ویرگول بعد از خیالی (، وَکْنون) درست است، اما فکر می کنم اصل مصرع (خیالیُ کنون) درست باشد.
چیست تدبیر که در (جنگل) باز…
کاملا غلط است
(چَنگُل) باز درست است. یعنی چنگال باز شکاری

بیت هفتم مصرع دوم پیش جای بیش… الخ

امید که بی ادبی حقیر را به بزرگواری عفو فرماید.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.