گنجور

شمارهٔ ۱۲۸

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

آرزومندم ولیکن کو قدم

در فراقت شد وجودم کالعدم

نامه وقتی می نوشتم پیش دوست

آتش این نوبت همی سوزد قلم

ای دریغا خواب کاو هر شب مرا

با خیالت می رسانیدی به هم

نیست اکنون هیچ تدبیری جز آنک

بر زبان باد پیغامی دهم

و یک زمان ایمن نمی باشم ز تیر

تا برون آید کبوتر از حرم

وقت دوری یاد می کن بنده را

کز خداوندان شود پیدا کرم

گر جهنم را بود سوز فراق

وای بر اعضای کافر زان الم

زندگانی در حضور دوستان

مغتنم دارید باران مغتنم

شد به پیغام از شما راضی همام

یا به بویی از نسیم صبحدم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید