گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست

هزار محنت و با محنتی هزار غمست

اگر چه با من مسکین بسی جفا کردی

زیاده ساز جفا را، که این هنوز کمست

تویی حیات من و من ز فرقتت بیمار

بیا، که یک دو سه روزی حیات مغتنمست

بیا و بر سر بیمار خود دمی بنشین

مرو، که آنچه تمنای تست دم بدمست

کرم نمودی و بر جان من جفا کردی

ز جانب تو مرا هر چه میرسد کرمست

بزیر پای تو افتاد و خاک شد عاشق

اگر چه خاک شد، اما هنوز در قدمست

هلالی از سر کویت وداع کرد و برفت

تو زنده باش، که او را عزیمت عدمست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور