گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

دلهای مردمان بنشاط جهان خوشست

در دل مرا غمیست، که خاطر بآن خوشست

چون نیست خوشدل از تن زارم سگ درش

سگ بهتر از کسی، که باین استخوان خوشست

خوش نیست چشم مردم بیگانه جای یار

چون یار من پریست ز مردم نهان خوشست

از درد ناله کردم و درمان من نکرد

گویا دلش بدرد من ناتوان خوشست

سلطان ملک هستی باشد خیال دوست

این سلطنت بکشور ما جاودان خوشست

ناصح، عمارت دل ویران ما مکن

بگذار تا خراب شود، کان چنان خوشست

بر آستان یار هلالی نهاد سر

او را سر نیاز برین آستان خوشست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام