گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

خدا را، سوی مشتاقان نگاهی

پیاپی گر نباشد، گاه گاهی

نگاهی کن، بامیدی که داری

که دارم از تو امید نگاهی

بیا، ای آفتاب عالم افروز

که پیش آمد عجب روز سیاهی!

رقیبا، امشب از من برحذر باش

که خواهم سوخت عالم را بآهی

رود سالی که آن مه را ندیدم

که دیدست این چنین سالی و ماهی؟

بنزد خوشه چین خرمن عشق

همه عالی نمی ارزد بکاهی

هلالی خاک شد، سویش گذر کن

چه دامن می کشی از خاک راهی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین حدادی نوشته:

در بیت ششم مصرع دوم احتمالا همه عالم صحیح است.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام