گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۲۱۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک جاک

سینه ام چاکست، از چاک گریبان خود چه باک؟

می کشی بر غیر تیغ و می کشی از غیرتم

از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک

نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی

این تن پاک تو صد ره پاک تر از جان پاک

خاک آدم را، از آن گل کرد، استاد ازل

تا چنین نازک نهالی بر دمد ز آن آب و خاک

ای که از ما فارغی، گویا نمی دانی که ما

دردمندانیم و آه ما بغایت دردناک

می پرستان را ز می هر دم حیاتی دیگرست

آب حیوان ریخت، گویا، باغبان در جوی تاک

گر هلالی چند روزی در لباس زهد بود

باز در کوی خراباتست مست و جامه چاک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان