حق ز ادراک خلق مستور است
از مقام مقربان دور است
خلق یک ذره است از ایجادش
متقوّم به فیض امدادش
ذره کی ظرف انبساط شود؟
حق محیط است، کی محاط شود؟
هست قائم به ذات، عز و جل
با خدا، ممکنات را چه محل؟
باشد ادراک، بی افاضه محال
نکنی فکر خود به خویش وبال
حق بود نزد بینش احرار
محتجب از عقول چون ابصار
دیده ی سرّ و چشم سرکورند
هر دو از خاک درگهش دورند
دام سیمرغ کی به دست آید؟
فکر صیاد، باد پیماید
آنکه فرمان به قدسیانش بود
ما عرفناک ورد جانش بود
زین سبب فکرت تو در الّا
نیست نزدیک عقل و فهم روا
لیک در ذات حق تفکر تو
نفزاید به جز تحیر تو
تا به کی فکرهای خام کنی؟
شرک را، معرفت چه نام کنی؟
در حق ذوالجلال و الاکرام
شرط ایمان شناس، قطع کلام
هر چه با دست فکرتش سازی
عشق مصنوع خویش می بازی
در تصور هر آنچه گنجانی
آن ز اغراض توست و نادانی
عرض وجوهر، آفرینش اوست
متعالی ز عقل و بینش اوست
لیکن انوار معرفت چو دمد
ظلمت وهم از میانه رود
سرمه سازد، فروغ ایمان را
دیده های بلند بینان را
بیند از فیض پرتو اشراق
جلوه اش را در انفس و آفاق
فیض اقدس چو جلوه آرا شد
مظهر او صفات و اسما شد
صبح روشن شد و تو در خوابی
ثَمَّ وَجه الله است محرابی
نیکوان جهان نکو بینند
هر چه بینند، اوّل او بینند
می شناسم گروه دیده وری
که ندیده ست چشمشان دگری
غیر، هرگز حجاب او نشود
همه محدود و نیست او را حد
غیب اگر ... سبب وهم است
غیر، محدود و ··· وهم است کذا
هر چه از خویش حد بیفشاند
غیر محدود را نپوشاند
غایب از غایت ظهور خود است
جلوه اش در نقاب نور خود است
ممتنع دان ازو جدایی او
همه روشن به روشنایی او
ذات هستی، غنی و موجودات
همه محتاج و او غنی الذات
اصل هستیست عین ذات خدا
انتسابیست هستی اشیا
دو حقیقت بود بَر ِ بینا
یک نهفته مدام و یک پیدا
آنکه پیدا بود خدا باشد
ممتنع ذاتش از بدا باشد
و آن حقیقت که مخفی است و نهان
عالم است آن که می نگشت عیان
لیک عکسش به فهم نادان است
این که گفتم به چشم عرفان است
باقی خلق بر خلاف صواب
رفته و دیده ها غنوده به خواب
غایب از خفته هم بود محسوس
خفته تر آنکه شد به حس محبوس
دیده با نور آشنایی ده
خرد از قید حس، رهایی ده
تا مگر قصر کبریا بینی
خود نبینی، مگر خدا بینی
هستی محض، قائم است به ذات
همه اشیا به او شوند اثبات
هر چه هست از بلند و پست، عیان
همه محتاج عین هستی دان
ثابت این عین را ثبات خود است
روشنی، نور را به ذات خود است
آن حقیقت بود، مجاز است این
بی نیاز است آن، نیاز است این
کنه هستی به کس هویدا نیست
صعوه، هم آشیان عنقا نیست
معنی .... بدیهی ماست
ذهنیش نام اگر نهند رواست
اعتباری ست مستفاد از شییء
اصل هستی ست نور و ذهنی فیء
او بذاته محقق الاشیاست
این پس از انتزاع، روی نماست
ار شئون حقیقی است این است
هرکه دانست، از ضلالت رست
این دلیل وجود و آن مدلول
علت است این به ذات و آن معلول
وحدتش هم برین نمط باشد
فرض غیریّتی غلط باشد
انقسام حقیقت است محال
شهدالله إنَّهُ متعال
هیچ موجود نیست غیر وجود
فرض ماهیت از چه خواهد بود؟
وحدت او نه زاید از ذات است
وصف زاید به ذات، طامات است
کلی و عام و خاص چیزی نیست
نعت اطلاق و قید ازو منفی ست
مغز حرف، اینکه غیر او عدم است
با وجودش بگو دگر چه کم است؟
در مقام تطورات وجود
برقع از رخ گشود، کثرت جود
خامه درکش حزین، ازین وادی
ملک ایمان گرفت آبادی
اینقدر بس بود، کس ار باشد
ورنه بهتر که مختصر باشد
کشف اسرار حق مکن زین بیش
با تو گویم، تو دانی و دل خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حقیقت و ادراک الهی میپردازد و تأکید میکند که فهم بشر از خداوند بسیار محدود و ناقص است. حقیقت الهی بهگونهای است که برتر از توان عقل و تفکر انسان است و درک آن نیاز به فیض و نور معرفت دارد. هرچه انسان به آن فکر میکند، در راستای محدودیتهای خود و بر اساس خواستههایش است و نمیتواند عمق حقیقت را درک کند.
در عین حال، شاعر به وجود صفات و اسما الهی اشاره میکند که در این دنیا جلوهگرند و حقیقت درونی خداوند از نظر وجودی غنی و مستقل است. او همچنین بر وحدت وجود تأکید دارد و اینکه غایب از نظر ما، حقیقی و پیوسته است.
شاعر توصیه میکند که به جای درگیر شدن در افکار خام، تلاش کنیم از طریق ایمان و شهود به حقیقت برسیم و درک کنیم که همه چیز از او نشات میگیرد و در نهایت، خود را در آینهی حق ببینیم.
هوش مصنوعی: حقیقت و واقعیت الهی برای درک انسانها پنهان است و مقامهایی که به نزدیکترین مرتبه به خداوند قرار دارند، از آن دور هستند.
هوش مصنوعی: خلق، تنها به خاطر وجود خداوند شکل گرفته و با کمک فیض و رحمت او به حیات ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است یک ذره ریز بتواند جایی برای گسترش پیدا کند؟ حقیقت این است که حقایق بزرگتر از همه چیز هستند و قابل محدود شدن نیستند.
هوش مصنوعی: خداوند تنها و بینیاز است و وجودش مستقل از هر چیزی است. پس موجودات دیگر چه اهمیتی دارند؟
هوش مصنوعی: اگر درک و فهمی وجود داشته باشد، بدون کمک و الهام از دیگران، نمیتوانی به تنهایی به افکار و مشکلات خود غلبه کنی.
هوش مصنوعی: حقیقت، نزد دیدگاه آزادگان پنهان است، همانطور که آنچه که چشمها نمیتوانند ببینند، برای عقلها نیز قابل درک نیست.
هوش مصنوعی: چشم دل و چشم معمولی هر دو از حقیقت و معنا دورند و درک درستی از آنچه هست ندارند.
هوش مصنوعی: به دست آوردن دام سیمرغ کار آسانی نیست. فکر و نیت صیاد باید به اندازه باد سبک و پرتحرک باشد.
هوش مصنوعی: کسی که به فرشتگانش فرمان میدهد، ما را با ذکر و یاد خود میشناسد.
هوش مصنوعی: به علت این موضوع، افکار تو نزدیک به عقل و فهم درست نیستند و مناسب نیستند.
هوش مصنوعی: اما در ذات الهی، اندیشه تو جز به حیرت و شگفتی نخواهد انجامید.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی به افکار ناپخته خود ادامه دهی؟ حقایق را چگونه درک میکنی وقتی که این گونه فریبخوردهای؟
هوش مصنوعی: برای ایمان آوردن به خداوند بزرگ و بلندمرتبه، لازم است که کلام او را قطع نکنیم و به درستی بشناسیم.
هوش مصنوعی: هر چیزی را که با فکر و دست خودت بسازی، تنها عشق ساختگی خود را به نمایش گذاشتهای.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ذهن تو وجود دارد، ناشی از خواستهها و ناآگاهیات است.
هوش مصنوعی: وجود و ذات او، نشانهای از آفرینش بینظیر و فراتر از عقل و درک انسانی است.
هوش مصنوعی: اما زمانی که نور معرفت تابیده شود، تاریکی وهم از میان خواهد رفت.
هوش مصنوعی: دیدههای افرادی که از بینش و بصیرت بالایی برخوردارند، نور ایمان را مانند سرمه در چشم مینشانند.
هوش مصنوعی: از برکات نور الهی، زیبایی و جلوهگری او را در درون انسانها و در دنیای اطراف مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که فیض الهی به ظهور رسید، جلوهای از او نمایان شد که تجلیگاه صفات و نامهای او گردید.
هوش مصنوعی: صبح که شد، تو همچنان در خواب به سر میبری، در حالی که قبلهگاه ذات الهی در برابر توست.
هوش مصنوعی: خوبیها و نیکان دنیا، هر آنچه را که میبینند، ابتدا خود را میبینند.
هوش مصنوعی: من افرادی را میشناسم که به ظاهر بینا هستند، اما چشمانشان چیزی را نمیبیند غیر از خودشان.
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند مانع یا حجاب او شود، زیرا او محدود نیست و هیچ مرزی برای او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: غیب و آنچه از آن پنهان است، تنها تصوری است که در ذهن به وجود میآید. واقعیتهای غیرقابل مشاهده و محدودیتهایی که ما داریم، همگی به نوعی برآمده از همین تصورات و خیالات هستند.
هوش مصنوعی: هر چه انسان از ویژگیها و مشخصات خود بگذرد، نمیتواند چیزی بینهایت و نامحدود را درک کند یا پوشش دهد.
هوش مصنوعی: انسان در حالی که از حقیقت وجود خود دور است، با وجود آنکه درخشان و نورانی به نظر میرسد، در واقع حقیقتش را پشت پردهای از نور پنهان کرده است.
هوش مصنوعی: از جدایی او خودداری کن، زیرا همه چیز به روشنی و نور او وابسته است.
هوش مصنوعی: ماهیت وجود غنی است و همه موجودات به او نیازمندند، در حالی که او خود بینیاز است.
هوش مصنوعی: حقیقت وجود، خود خداست و وجود چیزها تنها به او وابسته است.
هوش مصنوعی: دو حقیقت برای انسان عاقل وجود دارد: یکی حقیقتی که همیشه و به وضوح در دسترس است و دیگری حقیقتی که مدام در پس پرده و پنهان باقی مانده است.
هوش مصنوعی: آنکه به وضوح دیده میشود که خداوند است، ذاتش از بدی و ناپسندی به دور است.
هوش مصنوعی: حقیقتی که پنهان و در خفاست، همان چیزی است که در عالم به وضوح جستجو میشود و به دنبال آن هستیم.
هوش مصنوعی: اما درک این موضوع برای افرادی که آگاه نیستند دشوار است؛ چیزی که من بیان کردم، تنها با چشم دل و شهود عرفانی قابل درک است.
هوش مصنوعی: بقیه افراد بر خلاف حقیقت و درست زندگی میکنند و چشمانشان در خواب غفلت به سر میبرند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از خواب غافل باشد، متوجه میشود که خوابیده، اما کسی که خوابش برده، بیشتر در حسرت و عدم درک واقعیت در حالتی محصور است.
هوش مصنوعی: چشم را با نور آشنا کن و عقل را از بند حس آزاد ساز.
هوش مصنوعی: زیاد به خودت مغرور نشو، تنها زمانی زیبایی و عظمت را درک میکنی که خالق خود را ببینی و درک کنی.
هوش مصنوعی: وجود واقعی همه چیز به خودی خود وابسته به ذات و وجود اوست و از طریق اوست که همه چیز صحت و اعتبار مییابد.
هوش مصنوعی: تمام آنچه که وجود دارد، چه در مرتبههای بالا و چه در مرتبههای پایین، همگی به نوعی به اصل وجود و هستی وابستهاند و به آن نیاز دارند.
هوش مصنوعی: ثبات و پایداری یک چیز به خود آن بستگی دارد و روشنی و نور نیز از ذات و ماهیت خود نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: کلامی که بیان میشود، به یک حقیقت عمیق اشاره دارد. آن حقیقت بینیاز و مستقل است، در حالی که آنچه در حال حاضر مطرح میشود، به نوعی وابسته و نیازمند است. به عبارت دیگر، واقعیت اصلی از همه نیازها و وابستگیها آزاد است، اما آنچه اکنون مشاهده میشود ممکن است به چیزهایی احتیاج داشته باشد.
هوش مصنوعی: هستی واقعی انسانها برای دیگران قابل مشاهده نیست و مانند پرندهای نادر، همنشینی با موجودات خاص و کمیاب است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی از عقاید و افکار ما انتقاد کند، باید در نظر داشته باشیم که این افکار جزو ماهیت و شخصیت ما هستند و نامیدن آنها برای ما طبیعی و منطقی است.
هوش مصنوعی: اعتبار و ارزش چیزی از اصل و وجود آن ناشی میشود، مانند اینکه نور اصالت دارد و ذهن نیز همچون سایهای از آن بهرهمند است.
هوش مصنوعی: او ذاتاً واقعیتها را تحقق میبخشد، این حقیقت بعد از برداشت و جدا کردن از اشیا به نمایش درمیآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقایق واقعی آگاه باشد، از گمراهی نجات مییابد.
هوش مصنوعی: این باعث وجود و آن نشانه علت است، یکی به خودی خود وجود دارد و دیگری وابسته به آن است.
هوش مصنوعی: وحدت خداوند به گونهای است که فرض کردن تفاوت یا سایریت در او نادرست و غیرمنطقی است.
هوش مصنوعی: تقسیم حقیقت غیرممکن است، زیرا شاهد خداوند تعالی است.
هوش مصنوعی: هیچ موجودی نیست که وجود نداشته باشد؛ حالا اگر بخواهیم فرض کنیم چیزی به نام ماهیت وجود دارد، باید بدانیم که این ماهیت چه خصوصیات و ویژگیهایی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: وحدت خدا ناشی از ذات اوست و به هیچ وجه نمیتوان آن را توصیف کرد؛ هر توصیفی جزئی از حقیقت او را تغییر میدهد و نادرست است.
هوش مصنوعی: هیچ چیز بهطور کامل و عمومی وجود ندارد. صفات و قیدها از او نفی میشوند.
هوش مصنوعی: این شعر به این مفهوم اشاره دارد که تنها حقیقت و وجود، چیزی جز خود او نیست و هر چیزی غیر از او هیچ ارزشی ندارد. پس در کنار وجود او، دیگر چه چیز ارزشمند است؟
هوش مصنوعی: در هنگام تغییرات و تحولات زندگی، پردهای که بر چهرهای بود کنار رفت و ثروت و generosity بیش از پیش نمایان شد.
هوش مصنوعی: خامه با حسرت و اندوه، از این منطقهای که به آن تعلق دارد، سرنوشت و کشف معنای ایمان را به دست آورد.
هوش مصنوعی: به اندازه کافی از این موضوع صحبت شد، اگر کسی وجود داشته باشد که تمایلی به گفتگو داشته باشد، بهتر است که بحث را کوتاه کنیم.
هوش مصنوعی: بیش از این به رازهای حقیقت اشاره نکن، من با تو صحبت میکنم، تو خود میدانی و دل خودت را.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.