در مراتب اصول موجودات
از حد جسم تا به حضرت ذات
همگی منحصر بود در پنج
می گشایم به مستمع در گنج
آن نخستین که حضرت ذات است
بی نشان، غایب از اشارات است
ره ندارد حکایتی هرگز
که بود ذات حق به خود بارز
اسم و رسمی در آن نمی گنجد
هیچ نام و نشان نمی گنجد
نبود آنجا ظهور اعیانی
نه به علمی و نه به وجدانی
وان دوم پایه حضرت اسماست
که مرایای علمی اشیاست
باشد اشیا به نفس خود مستور
لیک دارد به علم نور ظهور
به الوهیّت است حق بارز
دل و جان از ثنای او عاجز
سوم افعال و عالم ارواح
که ربوبیت است در اشباح
وان چهارم بود مثال خیال
که حقایق بود عیان به مثال
پنجمین حس بودکه حضرت ذات
متعین بود به محسوسات
فرد اعلا است غیر مطلق حق
شق انزل شهادت مطلق کذا
سالک ار سیر قهقراگیرد
انتها را به ابتدا گیرد
نتوان آنچه حس هویداکرد
همه را در مثال پیدا کرد
هم چنین آنچه بیندش به مثال
در ربوبیت است جل جلال
هر چه پیداست در ربوبیّت
صورت اسمی است و اسم صفت
وجهی از ذات حق بود صفتش
ثَمَّ وَجْهُ اللّه است شش جهتش
کی تناهی ظهور او دارد
ذرّه ها حکم طور او دارد
لیک اصول مراتبش پنج است
زیر هر یک ز پنج، بس گنج است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به تشریح پنج مرتبه از موجودات میپردازد که از "حضرت ذات" شروع میشود و به "حس" ختم میگردد. در ابتدا، حضرت ذات به عنوان نامشخص و غایب از نشانهها معرفی میشود که هیچ حکایتی در موردش وجود ندارد. سپس به "حضرت اسما" اشاره میشود که اشیا را به علم خود میبیند و وجود حق در آنجا به نور علم روشن است.
سپس "افعال و عالم ارواح" ذکر میشود که نمایانگر ربوبیت در اشباح است. بعد از آن، "مثال خیال" قرار دارد که حقایق به صورت مثال نمایان میشوند. در نهایت، "حس" مطرح است که به محسوسات تعلق دارد.
در این سیر، سالک باید با توجه به این پنج مرتبه از موجودات همراه باشد و با درک صحیحی از آنها به معرفت بالاتری دست یابد. این متن به شناخت عمیقتر نسبت به حق و انوار آن در عالم وجود میانجامد.
هوش مصنوعی: در مراحل مختلف وجود از عالم مادی و جسمانی تا رسیدن به مقام حقیقی و ذات اقدس الهی.
هوش مصنوعی: همه چیز به پنج موضوع خاص مربوط میشود، و من میخواهم این موضوعات را برای شنوندگانم توضیح دهم.
هوش مصنوعی: نخستین موجودی که وجودش بدون هیچ نشانهای است و از نشانهها و علامتها دور است.
هوش مصنوعی: هیچ داستان و روایتی وجود ندارد که نشان دهد ذات حق به خود ظاهر شده باشد.
هوش مصنوعی: در آنجا هیچ نشانه و نامی وجود ندارد و هیچ چیز نمیتواند در قالب اسم و رسم تعریف شود.
هوش مصنوعی: در آن مکان، وجود حقیقتها نه به وسیله علم و دانش، و نه به وسیله احساس و درک عمیق قابل مشاهده نبود.
هوش مصنوعی: دومین پایه، مقام و منزلت حضرت اسma است که تجلیات و علمهای او آشکار است.
هوش مصنوعی: اشیاء ممکن است به خودی خود پنهان باشند، اما علم و دانش میتواند آنها را روشن کند و حقیقت آنها را نمایان سازد.
هوش مصنوعی: حق و حقیقت در جایگاه الوهیت خود، به وضوح در دل و جان نمایان است و ما در ستایش و وصف او ناتوانیم.
هوش مصنوعی: سومین بخش از افعال و دنیای ارواح، نشاندهنده خداوندی است که در وجود موجودات پنهان است.
هوش مصنوعی: این بخش به این معناست که چهارمین مورد، شبیه به یک خیال است که حقیقتها به وضوح و روشنی نمایان هستند.
هوش مصنوعی: پنجمین حس، وجودی داشت که به شکل محسوس و قابل لمس در آمده بود.
هوش مصنوعی: فردی که به اوج کمال رسیده است، از حقیقت مطلق منحصر به فرد است و به همین دلیل میتوان به او گواهی داد که در تمام ابعاد و شرایط خاص، از بهترینها به شمار میرود.
هوش مصنوعی: اگر مسافر به عقب برگردد، در نهایت به نقطهی شروع خود خواهد رسید.
هوش مصنوعی: نمیتوان همه چیزهایی که حس و ادراک ما به وضوح نشان میدهد را در قالب مثالها و نمونهها بیان کرد.
هوش مصنوعی: هر آنچه که انسان درک کند، مانند آنچه در سلطنت و قدرت الهی وجود دارد، شگفتانگیز و بزرگ است.
هوش مصنوعی: از آنچه مشخص است، در مقام ربوبیت، تنها یک نام وجود دارد و این نام به ویژگیها و صفات اشاره میکند.
هوش مصنوعی: صفتی از ذات خداوند وجود دارد که به آن اشاره میشود و در حقیقت، نمایندهی خداوند در شش جهت مختلف است.
هوش مصنوعی: ظهور او هیچ حد و نهایتی ندارد، حتی ذرات نیز مانند کوه طور جلوهگر او هستند.
هوش مصنوعی: اما اصول و مبنای آن پنج است و زیر هر یک از این پنج، گنجینههای زیادی نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.