گنجور

شمارهٔ ۳۹ - اژدها

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » قطعات
 

ایّام، گرسنه اژدهایی ست

کاو راست نواله، مغز آدم

گشته ست به خون مردمی سرخ

این اشقر دیوزاد را، دم

این تیشهٔ نخل میوه افشان

نگذاشت به ریشهٔ وفا، نم

ابنای زمان به رتبه پیش اند

از ابن زیاد و ابن ملجم

آفاق گرفته، ظلمت جهل

کو صبح، که از صفا زند دم؟

چون سلسله، در نطاق پرخاش

مشتی سفله، فتاده درهم

از مادر روزگار بی مهر

با حقد و نفاق، زاده توام

دور است، سلامت از لقاشان

شد ترک سلام، شقِّ اسلم

کو نوح و دعای چشمه زایش؟

واجب شده، شست وشوی عالم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان