گنجور

شمارهٔ ۸۲۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی

می زیبدت که ناز به کون و مکان کنی

این لطف جلوه ای که ز سرو تو دیده ام

بر خاک اگر گذر فکنی پرنیان کنی

هر جا گشایی از پی دل زلف پرشکن

مرغان سدره را همه بی آشیان کنی

مشکین شود غزال نگاهت به یک نظر

ای کاش جیب بخت مرا سرمه دان کنی

ای عندلیب با تو مرا حقّ صحبت است

خواهم که خاک تربت ما گل فشان کنی

دزدد به کام خویش زبان، شمع انجمن

هر جا که شرح قصّهٔ سوز نهان کنی

گردد طراز دامن دشت جنون حزین

خونابه ای که از رگ مژگان روان کنی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط