گنجور

شمارهٔ ۸۲۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟

من سوختم، آرایش ایوان که بودی؟

نگذاشته ای دین به خرابات نشینان

در صومعه، غارتگر ایمان که بودی؟

خار عجبی بود به چشم از ره خوابم

دوشینه گل جیب و گریبان که بودی؟

آشفته شد ای باد صبا از تو دماغم

در سلسلهٔ زلف پریشان که بودی؟

هر زخم تو لب می مکد از جوش حلاوت

ای دل هدف ناوک مژگان که بودی؟

شب با که نشستی، سر زلفت که به کف داشت؟

جانان من، آرام دل و جان که بودی؟

پیدا بود از لعل تو پیمانه کشیها

ای عهد شکن بر سر پیمان که بودی؟

بی لعل تو الماس بود روزی داغم

ای شور قیامت نمک خوان که بودی؟

آرام نگردید درین دشت نصیبت

ای سیل، خروشان کهِ جوشان که بودی؟

جان مست حزین می شود از طرز صفیرت

دستان زنِ خوش لهجهٔ بستان که بودی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.