با این تنک سرمایگی، زحمت مکش زاری مکن
همچشمی مژگان من، ای ابر آزاری مکن
شاید کزین خون بحل یاد آرد آن بی رحم دل
ای تیغ هجر جان گسل زخم مرا کاری مکن
در عشق خونها خورده ام، رنگی به رخ آورده ام
رخسار زرّین مرا ای گریه گلناری مکن
شاید به سر وقتت رسد لغزیدن مستانه ای
ای عقل عالی منزلت بی صرفه خودداری مکن
فرداست کافتد بخیه ات بر روی کار ای حق پرست
امروز شرک خویش را در خرقه ستّاری مکن
یک بار در جولان ببین آن قامت نازآفرین
ناز خرامش بر زمین ای کبک کُهساری مکن
بگذار با روشندلان آن صفحهٔ رخساره را
ای سبزهٔ خط بیش ازین آیینه زنگاری مکن
از اوّل این جور و جفا خود بر سر آوردی مرا
ای چشم کافر ماجرا، بیهوده خونباری مکن
شد درکمینگاهت فدا سامان رند و پارسا
از دل تهی شد شیشه ها ای طرّه طرّاری مکن
نتوان به گیتی متّصل بر کین عالم بست دل
ای غمزه خونریزی بهل، ای عشوه خونخواری مکن
گر تر نکردی خنجری، سعیی که تا مژگان رسی
ای قطرهٔ خون بیش از این بر دل گرانباری مکن
جایی که گردد در جهان کلک حزین عنبر فشان
ای نافهٔ مشکین نفس، شوریده گفتاری مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف عاشقانه و غمانگیز شاعر اشاره دارد که در آن از تجربیات خود در عشق و فراق سخن میگوید. شاعر درخواست میکند که محبوبش بیشتر او را آزار ندهد و از ناز و غمگینی که بر دل او گذاشته است، دست بردارد. او از درد و زخمهای عشق میگوید و اینکه چگونه این احساسات بر چهرهاش تأثیر گذاشتهاند. شاعر همچنین به عقل و خرد میتازد و از آن میخواهد که از سرسختی و خودداری بپرهیزد. در نهایت، او از محبوبش میخواهد که از عذاب بیشتر دوری کند و گاهی به زیباییهای دنیا و عشق نگاه کند. شاعر در این سروده، همزمان عشق، درد و زیبایی را با هم ترکیب میکند.
هوش مصنوعی: با این سردی نینی که داری، زحمت نکش و ابراز ناراحتی نکن. ای ابر، با چشمان من رقابت نکن.
هوش مصنوعی: شاید این خون که ریخته میشود، یاد خداوندی که بیرحم است را زنده کند. ای تیغ جدایی، زخم من را که جانم را میگسلد، بیشتر سخت نکن و مرا عذاب نده.
هوش مصنوعی: من در عشق تجربیات بسیار سختی را پشت سر گذاشتهام و چهرهام به خاطر این عشق تغییر کرده است. ای گلناری، خواهش میکنم بیدلیل اشک نریز.
هوش مصنوعی: شاید زمانی برسد که حالتی سرشار از شادی و سرخوشی بر تو غلبه کند، ای عقل بزرگ و محترم، بیهوده خود را محدود نکن.
هوش مصنوعی: فردا وقتی که زخمات باز شود و نتوانی آن را پنهان کنی، امروز به هیچ عنوان نگذار که ریا و نفاق تو در ظاهرت نمایان شود.
هوش مصنوعی: یک بار در جنب و جوش نگاه کن به آن قامت زیبا که با ناز روی زمین حرکت میکند. ای کبک کوهی، این کار را نکن!
هوش مصنوعی: بهتر است این چهره زیبا را در کنار افرادی که دارای روشنی و دانایی هستند بگذاری. ای سبزهٔ خط، بیش از این چهره را تحت تاثیر زنگار قرار نده.
هوش مصنوعی: از آغاز اینگونه ناز و نازپرورانی، چشمت ای بیایمان برای من ماجرایی برپا کرد. بیهوده خونریزی نکن!
هوش مصنوعی: در کمینگاه تو، جانم فدای هنرمند و آدم خوب میشود، دلها خالی میشوند و ای زیبای جستجوگر، دیگر خود را اینگونه معرفی نکن.
هوش مصنوعی: در این دنیا نمیتوان به کسی که دلش از کینه پر شده، نزدیک شد. ای معشوقه زیبا، رحم کن و از خونریزی خودداری کن، اجازه نده که این عشق به قتل برسد.
هوش مصنوعی: اگر با خنجرت قلبم را نترساندی، سعی کن که با چشمانت به من نزدیک نشوی، ای قطرهٔ خون، بیش از این بر دل سنگینم فشار نیاور.
هوش مصنوعی: در جایی که دلگیر و غمگین بهاری در دنیا میبارد و عطر خوش عنبر در فضا پخش میشود، ای همچون نافهای از مشک، سخن بیهوده و بیمورد نگو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکن
جان عزیز من تویی، برجان من خواری مکن
با چشم تو تقریر کن: کآهنگ جان بیدلان
گر پیش ازین میکردهای، اکنون که بیماری مکن
پیشم نشستی ساعتی تا حال دل پرسی، کنون
[...]
زاهد به جز آزار ما کاری مکن کاری مکن
تا سبحهای داری به کف تسخیر زناری مکن
تسبیح کار مذهبم زنار تار مشربم
باطن پرست گلشنی در پرده اظهاری مکن
آه از تغافل دوستی داد از مروت دشمنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.