گنجور

شمارهٔ ۷۲۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم

من غیر نی ای نیستم، از توست فغانم

جز پرتو رخسار تو ای جان جهان نیست

در پردهٔ پنهانم و در عین عیانم

گاهی به حرم می کشیم گه به خرابات

ای تار سر زلف تو، درگردن جانم

جز روی تو منظور ندارم، همه بینم

چون غیر تو موجود ندانم، همه دانم

گر دوزخ حرمان بودم جای وگر خلد

در راه تو باشد دل و جان نگرانم

کارم همه شب آه و فغان بر سر کوی است

شاید که شبی گوش کنی آه و فغانم

درمیکده عشق حزین نقش دویی نیست

خود بادهٔ سر جوشم و خود پیر مغانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور