محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
رگ نیسانی از مژگان خون پالای خود دارم
غبار سینه ام بر شور محشر دامن افشاند
دل دیوانه ای در دامن صحرای خود دارم
بیار ای دیده، لعلی باده اشکی اگر داری
درین گلگشت مهتابی که از سیمای خود دارم
مرا آوارهٔ درها نکرد از گوشهٔ عزلت
چه، منّتها که بر سر در جهان از پای خود دارم
حزین از هر دو عالم فکر دل، بیگانه ام دارد
سر شوریده ای در دامن صحرای خود دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردهای درونی خود صحبت میکند. او به زیبایی و لطافت معانی اشاره میکند و از اشکها و غمهای خود به عنوان بخشی از وجودش یاد میکند. شاعر به وجود دل دیوانهای در خود اشاره کرده و از زندگی آواره و تنهاییاش میگوید. او در جست و جوی خوشی و آرامش از طریق عشق و زیبایی است و در نهایت، به احساس عمیق تنهایی و بیگانگی خود با دنیا اشاره میکند. این شعر به صورت کلی بیانگر تضادهای عاطفی و جستجوی هویت و آرامش در دنیای پر آشوب است.
هوش مصنوعی: من از غم و اندوهم گوهری دارم که ناشی از طوفان احساسات من است و از چشمانم رگی چون نیسان جاریست که خون اشکهایم را تصفیه میکند.
هوش مصنوعی: غبار و غم درونیام را در روز قیامت به نمایش میگذارم و دلی عاشق و دیوانه را در سرزمین وجود خود نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: ای دیده، اگر میتوانی، یک لیوان باده اشک برایم بیاور در این فضای زیبا و ماهتابی که از چهرهام میدرخشد.
هوش مصنوعی: من را از گوشهٔ تنهایی و آرامش خود بیرون نکردهاند، اما در عوض، من خود را در دروازههای دنیا به زمین انداختهام.
هوش مصنوعی: من از هر دو جهان غمگین و بیخبرم. دل من مشغول فکر و اندیشه است و در دلم یک سر و صدای عاشقانه دارم که مانند چیزی در دشت و بیابان خودم نگه داشتهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.