گنجور

شمارهٔ ۵۰۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

سحاب خامه من جز در خوشاب ندارد

سفینهٔ غزلم موجهٔ سراب ندارد

ز بیقراری هجران رسد نوید وصالم

در امید بود دیده ای که خواب ندارد

ز پرده داری ابر نقاب شکوه ندارم

کتان طاقت من تاب ماهتاب ندارد

گشوده است به راه نگه چو آینه آغوش

گشاده رویی حسن تو آفتاب ندارد

کدام کار دل از برق جلوه تو برآید؟

چراغ عمرکسی اینقدر شتاب ندارد

عنان کشیده تر افغان کن ای جنون زده بلبل

کدام گل به چمن پای در رکاب ندارد؟

همین قدر ز تو باید که دیده ای به کف آری

کدام روزنه، راهی به آفتاب ندارد؟

بلند نشئه حزین ، ازکدام رطل گرانی؟

سیاه مستی کلک تو را شراب ندارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور