گنجور

شمارهٔ ۴۸۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد

دیگر چه علاج دل بیمار توان کرد؟

من مردم و یک بار به خاکم نگذشتی

این کوه غمی نیست که هموار توان کرد

کس شغل محبّت نرسانده ست به پایان

دل چون رود از کف چقدر کار توان کرد؟

صرصر چه زند گرم به خاکستر من پای؟

بختم نه چنان خفته که بیدار توان کرد

صد عقده بود بر دلش از بار علایق

این سبحه به گرد سر زنّار توان کرد

بر دوش اگر بار سر خویش کشیدیم

شادیم که خاک قدم یار توان کرد

شور تو حزین از لب شیرین سخن کیست؟

مصر از نی این خامه شکر بار توان کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر