گنجور

شمارهٔ ۳۹۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دلم در خم زلف او سودای دگر دارد

با سلسله دیوانه غوغای دگر دارد

با جذبهٔ مشتاقی، باشد دو جهان گامی

در دامن دل عاشق، صحرای دگر دارد

صحرای طلب دارد، در هر قدمی طوری

هر سنگ دربن وادی موسای دگر دارد

گر عشق نهان بازد با خود عجبی نبود

در پردهٔ دل مجنون، لیلای دگر دارد

افلاک نگهبان عشق تو نمی باشد

این بادهٔ زورآور مینای دگر دارد

در مجلس ما یک کس هشیار نمی گردد

در جام مگر ساقی صهبای دگر دارد؟

پیداست حزین ما از دلق می آلودش

کاین رند خراباتی، تقوای دگر دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن