گنجور

شمارهٔ ۳۸۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود

صاف پیمانهٔ عرفان، رخ نیکوی تو بود

خسرویها به هوایت دل مسکینم کرد

گنج بادآور من خاک سر کوی تو بود

صبح دیوانه ی آن چاک گریبان می گشت

شب سیه مست خیال خط هندوی تو بود

دلبران در خم زلف تو گرفتار شدند

آفت شیر شکاران، شکن موی تو بود

کار آشفته دلان، راست به ایمای تو شد

شب که محراب دعا قبلهٔ ابروی تو بود

نشئه در طینت می چشم فسون سازت ریخت

ساقی میکده ها نرگس جادوی تو بود

سرو قدّان همه در سایهٔ دیوار تُواند

چشم آهو نگهان محو سگ کوی تو بود

شیشه بودیم که صهبای تو بیرون زد رنگ

دیده بودیم که همراه صبا بوی تو بود

شب که در بتکده نالیدی از اخلاص حزین

حق پرستان همه را گوش به یاهوی تو بود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی