محرومی وصال تو دل را نوید بود
صبح امید آینه، چشم سفید بود
در دیده می تپید چو بسمل به خون دل
کز تیغ دوری تو نگاهم شهید بود
شب داشتیم بزم خوشی با خیال تو
هوشم خراب بادهٔ گفت و شنید بود
بر ما گذشت و بگذرد امّا ز حق مرنج
کز شیوهٔ وفای تو دوری بعید بود
ساقی بیا که پیری و مخموریم بلاست
دل از تو شیر مست شراب امید بود
می داد می، به کشتی افلاک جبرئیل
جایی که پیر میکد هٔ ما مرید بود
یا رب که آب میکده از ما دریغ داشت؟
مفتی درین معامله گویا یزید بود
یعقوب اگر ز یوسف خود داشت آگهی
پیراهنش ز پردهٔ چشم سفید بود
دلها شکفته می شود از گفتگوی عشق
درهای بسته را نفس ما کلید بود
اشکم که داشت آینهٔ خسروی حزین
امّیدوار یک نظر اهل دید بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عمیق عشق و دوری از محبوب است. شاعر به عشق و امید اشاره میکند و میگوید که دلش به وصال محبوب نوید میدهد. صبح امیدش به مانند آینهای روشن است و نشاندهنده زیبایی و روشنی در آینده است. او در هجران و دوری از محبوب به شدت رنج میکشد و انگار که در خون دلش میزند. شبها با خیال محبوب بزم خوشی دارد، اما در عین حال از وفای محبوب و دوری او مینالد. شاعر از ساقی میخواهد که او را از مشکلات پیری و مینوشی رها کند. او به عشق و دلچسبی شراب اشاره میکند و یادآور میشود که دوری محبوب دردناک است. در نهایت، او به امید یک نگاه از محبوب خود و گشایش دلها در عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دلتنگی برای رسیدن به تو، دل را با امید روشن میکند و در این انتظار، چشمانم مانند آینهای درخشان و امیدبخش هستند.
هوش مصنوعی: در چشمانم مانند کسی که به شدت مجروح شده و در خون خود میغلطد، عشق و احساساتم از دوری تو جریحهدار و دردناک است. نگاه من به تو، مانند یک قربانی در میدان جنگ است که به شدت نگریسته میشود.
هوش مصنوعی: در شب مشغول جشن و شادی با یاد تو بودیم و هوش و حواسمان تحت تأثیر شراب و گفتوگو قرار گرفته بود.
هوش مصنوعی: زمانی که بر ما گذشته و خواهد گذشت، اما از حق خسته نشو، زیرا دوری از راه وفا و صداقت از تو دور از انتظار است.
هوش مصنوعی: بیا ساقی، که پیری و مستی برای ما عذاب است. دل ما به خاطر تو از شراب امید سرشار است.
هوش مصنوعی: در این مکان، فرشتهای به ما شرابی میداد که در دنیای بالایی جریان داشت، جایی که خِرَد پیرمرد، ما مریدان را مینوشاند.
هوش مصنوعی: ای خدا! چرا ما را از آب میکده محروم کردی؟ در این معامله به نظر میرسد که مفتی مثل یزید عمل کرده است.
هوش مصنوعی: اگر یعقوب از حال یوسفش آگاه بود، میدانست که پیراهن او از اشکهای چشمان سفیدش، به خاطر دوری او، دستخوش تغییر شده است.
هوش مصنوعی: دلها به خاطر صحبتهای عاشقانه باز میشوند و نفس ما به عنوان کلیدی برای گشودن درهای بسته عمل میکند.
هوش مصنوعی: اشک من که مانند آینهای از پادشاهی غمگین است، امیدوار است که یک نگاه از طرف بینندگان به آن بیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قدری شراب از رضیّ الّدین بخواستم
میداد وعده مدّتهای مدید بود
ناگاه دوش وعدة خود را وفا نمود
والحق ز خرّمی شب من روز عید بود
دیدم غلامکی و یکی ظرف مختصر
[...]
امشب که در چمن ز قدومش نوید بود
خلوتسرای غنچه گلستان عید بود
دیدیم در چمن عجب آیین اتّحاد
گل داشت ز خم کاری و بلبل شهید بود
یک عمر در میانة ما و نگاه دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.