گنجور

شمارهٔ ۳۶۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید

به توبه نامهٔ من، یار خط جام کشید

خوشا حریف شرابی که فکر شام نداشت

نهاد لب به شط باده و تمام کشید

ز عشق پاک به هر شیوه تو مشتاقم

به خشم و کین نتوان از من انتقام کشید

هنوز از آن خط مشکین خبر نداشت دلم

هوای دانه خالت مرا به دام کشید

ز من حدیث وفا و جفای خویش مپرس

که پاس راز، زبان مرا ز کام کشید

ز کوی انجم و افلاک رخت خویش برآر

برای جا نتوان منت از لئام کشید

بهار عیش در آغوش غنچه خسبان است

نسیم صبح به گوش من این پیام کشید

متاع عنصر و افلاک واسپار حزین

که خوار شد، ز فرومایه هر که وام کشید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان